خضر آن را راست كرد به اين قسم كه دست بر آن ديوار گذاشت و گفت : « قم باذن اللَّه » پس آن ديوار راست ايستاد
قالَ
گفت موسى :
لَوْ شِئْتَ لَاتَّخَذْتَ عَلَيْهِ أَجْراً
اگر ميخواستى تو هر آينه فرا ميگرفتى بر راست كردن آن ديوار مزدى يعنى نانى و طعامى كه ما از آن ميخورديم و از جوع و گرسنگى خلاص ميشديم .
قالَ
گفت عالم كه مراد خضر است :
هذا فِراقُ بَيْنِي وَ بَيْنِكَ
اين زمان وقت جدايى است ميان من و تو
سَأُنَبِّئُكَ
زود باشد كه آگاه سازم ترا
بِتَأْوِيلِ ما لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَيْهِ صَبْراً
به باطن آنچه نتوانستى بر آن شكيبايى نمودن .
أَمَّا السَّفِينَةُ فَكانَتْ لِمَساكِينَ يَعْمَلُونَ فِي الْبَحْرِ
أما آن كشتى كه من او را سوراخ كردم پس بود آن سفينه مر مسكينان و محتاجان را كه كار ميكردند در دريا و كشتيرانى ميكردند بعضى به اين آيه استدلال كردهاند كه فقير بد حال تر است از مسكين زيرا كه ازين آيه معلوم مىشود كه مسكين ميتواند كه مالك چيزى باشد اگر چه آن در معاش او كافى نباشد و بعضى گفتهاند كه : چون مسكين مشتق از سكونست به جهت آنكه گوئيا شدت احتياج قوت حركت در او نگذاشته بايد كه مسكين بد حالتر از فقير باشد
فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِيبَها
پس اراده كردم من به حكم حاكم عيبدان اينكه آن را بوسيلهء خرق عيبناك گردانم
وَ كانَ وَراءَهُمْ مَلِكٌ
و هست در پيشروى ايشان پادشاه جائرى در تفسير عياشى روايت كرده كه حضرت صادق عليه السّلام در تفسير « وراءهم » فرمودند كه :
« يعنى أمامهم »
يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْباً
ميگيرد هر كشتى را كه بى عيب باشد و غصب مىكند آن را غصب كردنى پس من آن كشتى را معيوب كردم تا آن را غصب نكند و به زور نگيرد و على بن ابراهيم روايت كرده كه اين آيه اينچنين نازل شده كه « يأخذ كل سفينة صالحة غصبا » اگر چه حق نظم اين بود كه چنين گفته شود كه « أما السفينة فكانت لمساكين يعملون فى البحر و كان وراءهم ملك يأخذ كل سفينة غصبا فأردت أن أعيبها » زيرا كه خوف غصب سبب عيب است و اگر سبب بيشتر گفته ميشد أنسب