تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 916

مساهمون:

ص٩١٦
تو چيست ؟ موسى گفت : حاجت من اينست كه از تو علمى فرا گيرم كه باعث رشد و هدايت باشد چنانچه حق سبحانه و تعالى فرمود كه :
قالَ لَهُ مُوسى هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلى أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً
گفت مر عالم را موسى كه : آيا پيروى كنم ترا حالكونى كه آن پيروى مشروط باشد به اينكه بياموزانى مرا از آنچه آموخته شده‌اى تو به آن علمى كه خداوند رشد و هدايت باشد ، پس عالم بموسى گفت كه : من موكلم بامورى كه ترا طاقت حمل آن نيست و تو بامورى موكلى كه مرا طاقت حمل آن نيست بعد ازين عالم تحديث كرد براى موسى به آن بليتهايى كه بر سر آل محمد صلوات اللَّه عليه و عليهم خواهد رسيد درين اثنا هر دو بگريه افتادند بعد از آن عالم فضل آل محمد را براى موسى بيان كرد و موسى گفت : « يا ليتنى كنت من آل محمد صلوات اللَّه عليهم » تا آنكه حديث عالم كشيد بذكر نام ظالمين حق آل محمد كه فلان و فلان‌اند پوشيده نماند كه ازينحديث مستفاد مىشود كه موسى من وجهى اعلم از عالم بوده و عالم اعلم از موسى از وجهى ديگر و عياشى رحمه اللَّه تعالى از هشام بن سالم روايت كرده كه حضرت صادق عليه السّلام فرمودند كه : « كان موسى أعلم من خضر » محتمل است كه مراد ازين اعلميت اعلميت در امور ظاهرهء شرعيهء بدنيه باشد .
قالَ
گفت خضر در جواب موسى كه از او خواست علم آموزد :
إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْراً
بدرستى كه هرگز استطاعت ندارى تو با من صبر كردن را
وَ كَيْفَ تَصْبِرُ
و چگونه صبر كنى
عَلى ما لَمْ تُحِطْ بِهِ
بر آن چيزى كه احاطه نكرده باشى به آن
خُبْراً
از روى دانش زيرا كه آن امورى است كه ترا طاقت تحمل آن نيست و مراد از عدم استطاعت صبر نفى صبر است و نفى استطاعت صبر را به جهت تأكيد نفى صبر آورده مؤيد اينست «
وَ كَيْفَ تَصْبِرُ
» و نفرمودند « و كيف تستطيع الصبر » .
قالَ
گفت موسى :
سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّهُ صابِراً
زود باشد كه بيابى مرا اگر خواهد خداى تعالى صبر كننده يعنى غالب امر اينست كه من بمشقت خداى تعالى صبر