تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 888

مساهمون:

ص٨٨٨
در آيند و قبول آن نكنند بگو بايشان كه خداى تعالى داناتر است به مدت لبث و درنگ ايشان و حق تعالى فرموده كه : مدّت لبث ايشان سيصد سال شمسى و سيصد و نه سال قمرى است و بعضى گفته‌اند كه : حق سبحانه و تعالى بعد از اخبار از اختلافى كه اهل مدينهء اصحاب كهف در عدد آنها كرده بودند حكايت مىكند قول ايشان را در اختلاف مدّت لبث اصحاب كهف و ميفرمايد كه : چنانچه اهل آن مدينه اختلاف كردند در عدد اصحاب كهف يكى گفت : «
ثَلاثَةٌ رابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ
» و ديگرى گفت : «
خَمْسَةٌ سادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ
» همچنين اختلاف در مدّت لبث آنها نيز كرده‌اند بعضى گفتند كه : مدت لبث آنها سيصد سال بود و بعضى ديگر نه سال را بر سيصد سال زياد كردند و گفتند كه : مدت لبث آنها سيصد و نه سال بود بعد از اين قول حق تعالى اشارت برد كلام ايشان مىكند و ميفرمايد كه : بگو اى محمد كه خداى تعالى داناتر است بمدّت لبث ايشان و آنچه اهل مدينه گفتند اصل ندارد و اين تفسير موافق روايت على بن ابراهيم است كه در تفسير خود آورده كه « ثم عطف على الخبر الاوّل الذى حكى منهم أنّهم يقولون : انّهم ثلاثة و رابعهم كلبهم فقال : و لبثوا فى كهفهم ثلاثمائة سنين و ازدادوا تسعا و هو حكاية عنهم و لفظ خبر و الدليل على أنّه حكاية عنهم قوله تعالى :
قُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما لَبِثُوا
» حاصل كلامش اينست كه اگر چه «
وَ لَبِثُوا فِي كَهْفِهِمْ
» بحسب ظاهر خبريست كه خداى تعالى ميدهد أمّا حقيقة حكايت از اختلاف متنازعين مدينه اهل كهف است زيرا كه اگر « و لبثوا » خبرى باشد كه خداى تعالى از مدّت لبث اصحاب كهف داشته باشد ديگر گفتن كه : «
قُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما لَبِثُوا
» وجهى ندارد ليكن توجيه ميتوان كرد بطرزى كه ما بيان كرديم و جمعى از مفسرين گفته‌اند كه : هم اختلاف در عدد اصحاب كهف و هم اختلاف در عدد اصحاب كهف و هم اختلاف در لبث ايشان از اهل كتاب زمان حضرت ناشى گرديد بنا بر اين تفسير «
وَ لَبِثُوا فِي كَهْفِهِمْ
» اينست كه بعضى از اهل كتاب كه اختلاف در عدد اصحاب كهف كرده بودند گفتند كه : لبث اصحاب كهف در كهف سيصد سال بود و