از نور عرفان حضرت امير المؤمنين عليه الصلاة و السلام كرده لهذا ميرسد او را كه بگويد : « و انا من ذلك القليل »
فَلا تُمارِ فِيهِمْ
پس مراء و جدال مكن اى محمد در شأن اصحاب كهف و احوال ايشان با اهل كتاب زمان خود
إِلَّا مِراءً ظاهِراً
مگر جدال ظاهر به اين معنى كه تعمق در آن مكن كه آنچه من بطريق وحى به تو فهمانيدهام همانا بر ايشان بخوان و زياده از آن با ايشان گفتگو مكن و در مقام رد و تجهيل ايشان مباش
وَ لا تَسْتَفْتِ
و فتوى مپرس و سؤال مكن
فِيهِمْ
در شأن اصحاب كهف
ثامِنُهُمْ
از اهل كتاب
أَحَداً
هيچ يك از ايشان را زيرا كه آنچه بطريق وحى به تو رسيده همان كافى است على بن ابراهيم گفته كه : يعنى بس است ترا آنچه ما به تو اطلاع دادهايم از احوال اصحاب كهف و درين باب از اهل كتاب سؤال مكن تا آنكه اين گفتگو باعث نزاع ميان شما نشود و صاحب مجمع البيان گفته كه : اگر چه بحسب ظاهر اين خطاب بر پيغمبر است اما مراد امت آن حضرتند زيرا كه آن حضرت بسبب نزول وحى احتياج بر فتواى اهل كتاب ندارد .
و چون قبل ازين گذشت كه حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و آله در مقام جواب اسئله قريش ان شاء اللَّه نگفت زيرا كه در آن وقت مأمور به گفتن اين كلمه نبود بنا برين در مدت چهل روز وحى الهى بتعويق افتاد تا آنكه بر وجه تاكيد تنبيه باشد بر لزوم گفتن اين كلمه در حين شروع كارهاى غير قبيحه و لهذا حق تعالى ميفرمايد كه :
وَ لا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ
و بايد كه نگويى تو اى محمد براى چيزى كه عزم داشته باشى بر كردن آن از عبادات و طاعات و از امور غير قبيحه نه عقود و نه امور قبيحه :
إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ
بدرستى كه من كنندهء آنم
غَداً
فردا
إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ
مگر آنكه قول متلبس باشد بمعيشت خداى تعالى و بگويى ان شاء اللَّه تعالى
وَ اذْكُرْ رَبَّكَ
و ياد كن پروردگار خود را يعنى مشيت پروردگار خود را
إِذا نَسِيتَ
وقتى كه ترك كنى گفتن آن را و در بعضى احاديث هست كه اگر ترك كنند گفتن ان شاء اللَّه را كه تا چهل روز