تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 887

مساهمون:

ص٨٨٧
را كه دلالت آنها بر نبوت من أقرب و اوضح باشد از اخبار قصهء اصحاب كهف چنانچه حق تعالى او را خبر داد از قصص انبياء ما تقدم كه روزگارى متمادى ميان ايشان و ميان آن حضرت فاصله واقع شده بود و ايضا خبر داد آن حضرت را از حوادث نازله كه در اعصار مستقبله تا قيام قيامت بفعل خواهد آمد . و بعد ازين حق تعالى پيغمبر خود را خبر ميدهد از مدت لبث اصحاب كهف در كهف و ميفرمايد كه :
وَ لَبِثُوا فِي كَهْفِهِمْ
و درنگ كردند اصحاب كهف در كهف خودشان
ثَلاثَ مِائَةٍ سِنِينَ
سيصد سال شمسى ، قرائت حفص به تنوين « ثلاثمائة » است « و سنين » عطف بيان آن و حاصل معنى همانست كه مذكور شد
وَ ازْدَادُوا تِسْعاً
اى تسع سنين ، يعنى و زياد كردند اصحاب كهف در لبث خود نه سال را تا سيصد و نه سال قمرى شود يعنى اصحاب كهف سيصد سال شمسى كه آن سيصد و نه سال قمرى است در كهف توقف نمودند و مجمع البيان آورده كه يهودى از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام مدت لبث اصحاب كهف را سؤال نمود حضرت موافق آيهء قرآنى جواب داد كه مدت لبث ايشان سيصد و نه سال بود ، يهودى گفت كه : مادر كتاب خود تورات لبث ايشان را سيصد سال يافته‌ايم حضرت فرمود كه : منافاتى ميان قول ما و آنچه در كتاب شماست نيست چه آنچه من گفته‌ام سنين قمريه است و آنچه در كتاب شما است سنين شمسيّه زيرا كه سيصد و نه سال قمرى سيصد سال شمسى است و فخر رازى گفته كه : « قال بعضهم : كانت المدة ثلاثمائة سنته من السنين الشمسيّة و ثلاثمائة و تسع سنين من القمريّة » ليكن بعد ازين گفته كه : و هذا مشكل لانّه لا يصح بالحساب » و صاحب لباب نيز گفته كه : تفاوت ميان سنهء شمسى و سنهء قمرى هر سال قريب به يازده روز است و بنا بر اين سيصد سال شمسى سيصد و نه سال قمرى و دو ماه و نوزده روز مىشود . بنا برين تفسير توجيه
قُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما لَبِثُوا
چنين است كه حق تعالى به پيغمبر خود ميفرمايد كه : سنين لبث اصحاب كهف اينست كه گفتم و اگر اهل كتاب با تو در مقام نزاع