تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 884

مساهمون:

ص٨٨٤
و حقيقت ايشان را بخداى تعالى بايد واگذاشت كه او داناتر است بر آن
قالَ الَّذِينَ غَلَبُوا عَلى أَمْرِهِمْ
گفتند آن جماعتى كه غالب و مستوفى شدند بر امر ايشان يعنى پادشاه و مؤمنين آن عصر گفتند :
لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِمْ مَسْجِداً
هر آينه فرا گيريم بر ايشان مسجدى يعنى بر اطراف غار ايشان مسجدى بنا كنيم و در آنجا نماز گذاريم . پس حق تعالى در بيان نزاعى كه اهل شهر ميكردند در عدد اصحاب كهف ميفرمايد كه :
سَيَقُولُونَ
بتحقيق ميگويند اين متنازعين كه :
ثَلاثَةٌ
اى هم ثلاثة ، يعنى اصحاب كهف سه تن‌اند
رابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ
چهارم ايشان سگ ايشان است و
سَيَقُولُونَ
و گويند بعضى كه :
خَمْسَةٌ
اى هم خمسة ، يعنى ايشان پنج تن‌اند سادسهم كلبهم ششم سگ ايشان است
رَجْماً بِالْغَيْبِ
اى ظنا بالغيب ، از روى گمان بغيب چنانچه على بن ابراهيم گفته بنا برين « رحم » بمعنى ظن است و عريان مىگويند : « رجم بالغيب اذا ظنّ »
وَ يَقُولُونَ
و گويند بعضى كه :
سَبْعَةٌ وَ ثامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ
ايشان هفت كس‌اند و هشتم ايشان سگ ايشانست مخفى نماند كه
رَجْماً بِالْغَيْبِ
را قبل ازين قول گفتن ميتواند كه اشارت خفيه بر حقيقت اين قول باشد و همچنين ايراد حرف عطف در «
وَ ثامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ
» نيز ميشايد كه كنايت باشد بر اينكه تغيير لفظى دلالت بر تغيير واقعى دارد كه آن اقوال خلاف واقع و اين قول مطابق واقع است و حديث و روضة الواعظين مؤيد اين كلام است زيرا كه در آن كتاب مذكور است كه « قال الصادق عليه السّلام يخرج مع القائم عليه السلام من ظهر الكعبة سبعة و عشرون رجلا خمسة عشر من قوم موسى عليه السّلام الذين كانوا يهدون بالحق و به يعدلون و سبعة من اهل الكهف و يوشع بن نون و سلمان و ابا دجانة الانصارى و المقداد و مالك الاشتر فيكونون بين يديه انصارا و حكاما »
قُلْ رَبِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِمْ
بگو اى محمد : پروردگار من داناتر است بعدد ايشان
ما يَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِيلٌ
نميداند عدد ايشان را مگر اندكى از آدميان كه آن پيغمبر و اوصياء اوست و از ابن عباس منقولست كه گفته : « و انا من ذلك القليل » و چون ابن عباس اقتباس علم