تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 883

مساهمون:

ص٨٨٣
مرافقت آن شخص بدر غار اصحاب كهف رسيدند و بر اوضاع و احوال آنها اطلاع يافتند و هر كدام در عدد اصحاب كهف چيزى گفتند چنان كه حق تعالى بعد ازين ميفرمايد كه : «
سَيَقُولُونَ ثَلاثَةٌ رابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ وَ يَقُولُونَ خَمْسَةٌ سادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ
» و چون حق تعالى هيبتى و رعبى بأصحاب كهف عطا كرده بود به غير از آن شخص كه به جهت طعام از غار بيرون رفته بود هيچ كس را ياراى آن نبود كه داخل غار گرديد اصحاب و چون او داخل غار گرديد اصحاب خود را خائف ديد از اينكه مبادا اين جماعت كه بدر غار آمده‌اند اصحاب دقيانوس باشند پس آن شخص بايشان فهمانيد كه اين جماعت اصحاب دقيانوس نيستند و شما مدتى مديد و عهدى بعيد خوابيده بوده‌ايد و يا قبض ارواح شما شده بوده و اين مقدمهء ما آيتى است از آيات الهى پس ايشان شروع بگريه كردند و از خداى تعالى درخواست كردند كه ما را به حال اول رجوع كن .
وَ كَذلِكَ
و هم چنان كه ايشان را برانگيختم
أَعْثَرْنا عَلَيْهِمْ
مطلع گردانيم اهل شهر را بر احوال ايشان
لِيَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ
تا بدانند بتحقيق كه وعدهء خداى تعالى در باب حشر اجساد راست و درست است
وَ أَنَّ السَّاعَةَ لا رَيْبَ فِيها
و بدانند كه در وقوع قيامت شكى نيست .
إِذْ يَتَنازَعُونَ
متعلق به « أعثرنا » است يعنى مطلع گردانيديم اهل شهر را بر احوال اصحاب كهف وقتى كه ايشان نزاع ميكردند
بَيْنَهُمْ
ميان يكديگر
أَمْرَهُمْ
در كار اصحاب كهف و در عدد ايشان چنانچه بعد ازين ميآيد كه يقولون
ثَلاثَةٌ رابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ
» و چون بدعاء اصحاب كهف قبض ارواح ايشان شد
فَقالُوا ابْنُوا عَلَيْهِمْ بُنْياناً
پس گفتند اهل شهر با يكديگر كه : بنا نهيد بر سر ايشان عمارتى مانند مانند عماراتى كه بر سر مقابر بنا ميكنند .
رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ
پروردگار ايشان داناتر است باحوال ايشان و اين معترضه است يا از خداى تعالى يا از منازعين اشارت بر اينكه در باب ايشان نزاع نبايد كرد