گاهى در طرف راست يا بر طرف راست
وَ ذاتَ الشِّمالِ
و گاهى در طرف چپ و فخر رازى از ابن عباس نقل كرده كه فايدهء تقليب اينست كه تا زمين گوشت بدن ايشان را نخورد و پوسيده نگرداند ايشان را و بعد ازين گفته كه : « و أقول هذا عجيب لانه تعالى لما قدر على أن يمسك حياتهم مدة ثلاثمائة سنين او اكثر فلم لا يقدر على حفظ اجسادهم أيضا من من غير تقليب » پوشيده نماند كه چنانچه خداى تعالى بدون اسباب كارها مىكند همچنين بوساطت اسباب نيز كارها مىكند و ظاهر است كه تقليب يكى از اسباب حفظ است پس ميتواند كه خداى تعالى به اين وسيله حفظ اجساد ايشان كرده باشد و در حديث على بن ابراهيم مذكور است كه
« فلهم فى كل سنة تقلبان ينامون ستة اشهر على جنوبهم الايمن و ستة أشهر على جنوبهم الايسر » .
وَ كَلْبُهُمْ باسِطٌ ذِراعَيْهِ
و سگ ايشان گستراننده بود دستهاى خود را
بِالْوَصِيدِ
بوسط غار يا بر در غار و در كشاف و در جوامع الجامع مذكور است كه
« و قرأ جعفر الصادق عليه السّلام و كلبهم اى و صاحب كلبهم »
بنا برين بايد كه هم كلب و هم راعى كه صاحب كلب بود هر دو همراه اصحاب كهف در كهف رفته باشند
لَوِ اطَّلَعْتَ عَلَيْهِمْ
اگر مطلع شوى تو بر حال ايشان و نظر كنى ايشان را
لَوَلَّيْتَ مِنْهُمْ فِراراً
بعضى گفتهاند كه : « فرارا » مفعول مطلق فعل محذوفست به اين تقدير كه « لوليت منهم و فررت فرارا » يعنى هر آينه روى بگردانى از ايشان و فرار كنى از ايشان فرار كردنى ، و بعضى گفتهاند كه : مفعول مطلق « وليت » است زيرا كه وليت بمعنى فررت است
وَ لَمُلِئْتَ
و هر آينه پر كرده شوى يعنى دل تو پر شود
مِنْهُمْ رُعْباً
از ايشان برعب و خوف بنا بر هيبتى كه خداى تعالى بايشان داده اگر چه بحسب ظاهر خطاب بر پيغمبر است اما مراد امت آن حضرتند چنانچه در تفسير عياشى از حضرت ابى جعفر الباقر عليه السّلام روايت كرده كه
« ان ذلك لم يعن به النبى صلّى اللَّه عليه و آله انما عنى به المؤمنون بعضهم لبعض »
قاضى ناصر الدين بيضاوى در تفسير خود آورده كه وقتى كه معاويهء طاغى بروم ميرفت بنزديك كهف اصحاب كهف رسيد خواست كه بر احوال ايشان مطلع شود ابن عباس او را ازين حركت منع نمود