پس برانگيختيم ما ايشان را . در حديث على بن ابراهيم صريح است كه آن حجاب خواب بود و مراد از بعثت بيدارى از آن خوبست زيرا كه در آن حديث است كه
« فألقى اللَّه عليهم النعاس فناموا حتى أهلك اللَّه الملك و اهل مملكته و ذهب ذلك الزمان و جاء زمان آخر و قوم آخرون ثم انتبهوا »
و از بعضى احاديث ظاهر مىشود كه آن حجاب مرگ بود چنانچه در كتاب احتجاج از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه آن حضرت فرمود كه
« قد رجع الى الدنيا ممن مات خلق كثير منهم اصحاب الكهف أماتهم اللَّه ثلاث مائة عام ثم بعثهم فى زمان قوم انكروا البعث لينقطع حجتهم و ليريهم قدرته و ليعلموا أن البعث حق »
و ظاهر « ثم بعثناهم » مؤيد اينمعنى است
لِنَعْلَمَ
تا بدانيم ما يعنى تا بدانيم ما بطريق مشاهده و يا ظاهر كنيم ما آنچه را كه در علم قديم ما مقرر شده و بدانند مردم كه
أَيُّ الْحِزْبَيْنِ
كدام از دو گروه كه اختلاف در مدت لبث أصحاب كهف در غار نمودند
أَحْصى لِما لَبِثُوا أَمَداً
أحصى فعل ماضى است بمعنى « ضبط » و « أمدا » مفعول به أحصى و « لما لبثوا » متعلق است به « أمدا » كه مقدم شده بر آن و كلمهء « ما » مصدريست و مدخول خود را به مصدريت فروز مىارد بنا برين « لما لبثوا » بمعنى « لبثهم » خواهد بود و تقدير كلام چنين است كه « اى الحزبين ضبط أمد لبثهم ، اى غاية لبثهم » يعنى كدام ازين دو گروه ضبط كردهاند نهايت درنگ اصحاب كهف را در كهف ، و بعضى « احصى » را أفعل تفصيل گرفتهاند به معنى « أضبط » يعنى كدام گروه ضبط كننده تر و شماره نگاه دارنده ترند زمان لبث اصحاب كهف را .
نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ نَبَأَهُمْ
ما ميخوانيم بر تو خبر ايشان را
بِالْحَقِّ
براستى
إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ
بدرستى كه ايشان جوانمردان و مؤمناناند كه ايمان آورده بودند به پروردگار خود
وَ زِدْناهُمْ هُدىً
و زياد كرديم بر ايشان بصيرت در دين و ثبات در آن را .
وَ رَبَطْنا عَلى قُلُوبِهِمْ
و بستيم بر دلهاى ايشان يعنى قوت داديم دل ايشان را بوسيلهء قبول دين حق
إِذْ قامُوا
وقتى كه بايستادند نزد پادشاه زمان خود دقيانوس و