پيش از نزول قرآن ، مراد از آنها جمعى از اهل كتاباند كه ايمان برسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله آوردهاند چنانچه على بن ابراهيم عليه الرحمه روايت كرد
إِذا يُتْلى عَلَيْهِمْ
چون خوانده شود قرآن بر ايشان
يَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ
اى يسقطون على وجوههم ، بنا برين كلمهء « لام » در « للاذقان » بمعنى « على » است يعنى مىافتند بر رويهاى خود از غايت خشوع و خضوع
سُجَّداً
در حالتى كه سجود كنندگانند چنان كه اهل شكر در سجدهء شكر چنين ميكنند چون اول عضوى كه از ساجد به زمين ميرسد همين ذقن است بنا برين در مقام سجود ذكر ذقن كرد
وَ يَقُولُونَ
و ميگويند :
سُبْحانَ رَبِّنا
منزه است پروردگار ما از جميع نقايص و خلف وعده
إِنْ كانَ
اى انه كان ؛ يعنى بدرستى كه شأن اينست
وَعْدُ رَبِّنا لَمَفْعُولًا
وعدهء پروردگار ما در بعثت محمد صلوات اللَّه عليه و آله كه ما قبل از اين از كتب آسمانى خوانده و دانسته بوديم هر آينه ثابت و واقع البته .
وَ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ
و مىافتند بر رويهاى خود و سجده ميكنند
يَبْكُونَ
در حالتى كه ميگريند ، تكرار اين كلام به جهت اختلاف سبب است زيرا كه « خرّ » در اول براى شكر و انجاز وعد است و ثانى براى تأثير كه مواعظ قرآن بر ايشان كرده ، و بعضى گفتهاند كه : « خرّ » در اول براى سجدهء شكر است و ثانى براى بكا
وَ يَزِيدُهُمْ خُشُوعاً
و زياده مىگرداند شنيدن قرآن ايشان را فروتنى و خوف .
قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ
بگو اى محمد : بخوانيد خداى را بلفظ « اللَّه » كه اسم ذات مستجمع صفات كمال است يا بخوانيد بلفظ رحمن
أَيًّا ما تَدْعُوا
بهر اسمى كه بخوانيد شما خداى را خوبست
فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى
زيرا كه مر او را نامهاى نيكوست كه خواندن او به آن نامها حسن است .
گويند كه حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و آله خداى تعالى را باسم « اللَّه » و باسم « رحمن » مىخواند و چون مشركين قريش اين را از حضرت شنيدند گفتند كه : محمد ما را از خواندن دو إله نهى مينمايد و خود دو إله را ميخواند پس آيهء «
قُلِ ادْعُوا اللَّهَ
» نازل