تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 864

مساهمون:

ص٨٦٤
على بولايته فأذن له باظهار ذلك يوم غدير خم فهو قوله يومئذ : اللهم ( الا ) من كنت مولاه فعلى مولاه اللهم و ال من والاه و عاد من عاداه » يعنى جابر بن يزيد الجعفى روايت كرده كه من از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام از تفسير باطنى اين آيهء كريمه كه در قول خداى تعالى است : «
وَ لا تَجْهَرْ بِصَلاتِكَ وَ لا تُخافِتْ بِها وَ ابْتَغِ بَيْنَ ذلِكَ سَبِيلًا
» سؤال كردم حضرت فرمود كه : تفسير باطنى اينست كه آشكارا مكن ولايت خلافت مرتضى على عليه السّلام را پس ولايت مرتضى على نماز است و ميتوان گفت كه : چون نماز بدون اعتقاد بولايت امير المؤمنين عليه السّلام مقبول نيست لهذا تعبير از ولايت ولى خدا به نماز شده و ميگويد خداى تعالى كه : آشكار مكن آنچه را كه ما به مرتضى على اكرام كرده‌ايم تا آنكه أمر كنم ترا باجهار آن و اينست مراد از قول اللَّه تعالى كه فرموده : «
وَ لا تَجْهَرْ بِصَلاتِكَ
» و مراد از «
وَ لا تُخافِتْ بِها
» اينست كه حق تعالى ميفرمايد كه : و پوشيده مدار اين ولايت را از مرتضى على و به او ا علام كن اين اكرامى را كه ما به او كرده‌ايم و أما مراد از «
وَ ابْتَغِ بَيْنَ ذلِكَ سَبِيلًا
» اينست كه سؤال كن از من كه اذن دهم ترا بر اينكه ولايت على را آشكارا كنى و بعد ازين سؤال حق تعالى اذن داد پيغمبر خود را باظهار و اجهار آن در روز غدير خم و آن اظهار قول حضرتست كه در آن روز فرمود : « اللهم من كنت مولاه فعلى مولاه » و ابو حمزهء ثمالى نيز مضمون اين حديث را از آن حضرت روايت كرده با تفاوت سهل و عياشى از حضرت صادقين عليه السّلام روايت كرده كه حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و آله وقتى كه به مكهء معظمه بود آواز بلند ميكرد در نماز و مشركين قريش به اين معلوم ميكردند كه حضرت در كجاست و به آنجا رفته حضرت را آزار ميكردند و اذيت به او ميرسانيدند پس آيهء «
وَ لا تَجْهَرْ بِصَلاتِكَ
» نازل گرديد .
وَ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً
و بگو اى محمد سپاس و ستايش مر خداى تعالى راست آن چنان خدايى كه فرا نگرفته است فرزندى
وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ
و نبوده است هرگز مر او را شريك در پادشاهى و تصرف در چيزها
وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ