است كه كلام مستأنف باشد و خبر از مآل حال ايشان دهد يعنى و برانگيزانيم ما اين كافران را و محتمل است كه در تحت « قل » باشد بطريق التفات از غيبت بتكلم ، يعنى بگو بايشان كه ما برانگيزانيم ما ايشان را
يَوْمَ الْقِيامَةِ
در روز قيامت
عَلى وُجُوهِهِمْ
اى يسحبون عليها ، يعنى در حالتى كه كشيده شوند بسوى جهنم برويهاى خودشان
عُمْياً وَ بُكْماً وَ صُمًّا
حالكونى كه كور و لال كر باشند و چون قيامت را مواقف بسيار است پس حشر جمعى در موقفى از مواقف «
عُمْياً وَ بُكْماً وَ صُمًّا
» منافات ندارد با حشر ايشان دو موقفى ديگر « سميعا و ناطقا و بصيرا » چنانچه حق تعالى فرموده : « 1 » «
وَ رَأَى - الْمُجْرِمُونَ النَّارَ
، و
سَمِعُوا لَها تَغَيُّظاً وَ زَفِيراً
، و
دَعَوْا هُنالِكَ ثُبُوراً
»
مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ
جاى ايشان دوزخ است
كُلَّما خَبَتْ
هر گاه ساكن شود زبانهء آتش دوزخ يعنى چون آتش دوزخ گوشت و پوست ايشان را بسوزاند و ايشان مانند انگشت شوند و زبانه آتش فرو نشيند چنانچه آتش دنيا نيز بعد از سوختن هيمه التهاب و زبانهاش فرو مىنشيند
زِدْناهُمْ
بيفزائيم ما براى بايجاد لحوم و جلود ايشان نوبت ديگر در دوزخ
سَعِيراً
اشتعال و زبانهء آتش را .
و چون ايشان در دنيا منكر حشر و نشر بودند پس حق تعالى بجزاى آن انكار ايشان را هميشه بافناء و اعادهء عذاب مىكند چنانچه اشارت به اين معنى كرده ميفرمايد كه :
ذلِكَ جَزاؤُهُمْ
اين گونه عذاب جزاء ايشان است
بِأَنَّهُمْ كَفَرُوا بِآياتِنا
بسبب آنكه ايشان نگرويدند بمعجزات داله بر صدق پيغمبر ما
وَ قالُوا
و گفتند از روى انكار :
أَ إِذا كُنَّا عِظاماً
آيا در آن وقت كه گرديم ما استخوانها
وَ رُفاتاً
و خاكهاى ريزه ريزه شده
أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ
آيا ما برانگخيته شدگانيم
خَلْقاً جَدِيداً
مخلوقى تازه و نوبت ديگر زنده گرديم ؟
أَ وَ لَمْ يَرَوْا
آيا نمىبينند و نميدانند
أَنَّ اللَّهَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
هامش
( 1 ) سورهء كهف ، آيهء 51 . فرقان : 13 و 14