تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 815

مساهمون:

ص٨١٥
بعلم كامل خود ميدانيم كه ايشان به آن نخواهند گرويد و ايمان به تو نخواهند آورد بايد كه ايشان را نيز مانند امم سابقه مستأصل گردانيم و ما در ازل حكم كرده‌ايم كه اين امت را مستأصل نسازيم هم به جهت شرف و جاه پيغمبر آخر الزمان و هم به جهت بر آمدن مؤمنان نيك اعتقاد از نسل ايشان . و به اين تقرب ذكر بعضى از امم سابقه كه بواسطهء تكذيب آيات و معجزات مقترحه هلاك شدند مىكند و ميفرمايد كه :
وَ آتَيْنا ثَمُودَ النَّاقَةَ
و داديم ما قوم ثمود را ناقه كه از سنگ بيرون آمد باقتراح و طلب ايشان از پيغمبر خود صالح
مُبْصِرَةً
در حالتى كه پيدا و هويدا بود و همه آن را ميديدند
فَظَلَمُوا بِها
پس ستم كردند بر خود بسبب نگرويدن به آن آيهء ظاهره و پى كردن ناقهء مقترحه
وَ ما نُرْسِلُ
و نفرستاديم ما
بِالْآياتِ
معجزات مقترحهء ايشان را يا مطلق معجزات را
إِلَّا تَخْوِيفاً
مگر براى ترسانيدن از عذاب استيصال پس اگر بعد از نزول آن آيات بر كفر راسخ باشند هر آينه مستأصل خواهند شد .
وَ إِذْ قُلْنا لَكَ
و ياد كن چون گفتيم ترا :
إِنَّ رَبَّكَ
بدرستى كه پروردگار تو
أَحاطَ بِالنَّاسِ
احاطه كرده بعلم شامل خود جميع مردمان را و همهء اعمال ايشان را كه بسبب آن مستحق ثواب ميگردند و مستوجب عذاب ميشوند . و بعضى گفته‌اند كه : مراد از احاطه اهلاكست يعنى بتحقيق پروردگار تو هلاك كرده قريش را و اين بشارتى است بواقعهء روز بدر و تغيير مضارع بماضى جهت تيقن وقوع آنست .
وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْناكَ
و نگردانيديم ما آن خواب را كه نموديم به تو
إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ
مگر براى آزمايش مردمان
وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ
معطوفست بر « الرؤيا » و بناء كلام بر تقديم و تأخير است زيرا كه تقدير كلام چنين است كه « و ما جعلنا الرؤيا التي أريناك و ما جعلنا الشجرة المعونة فى القرآن الا فتنة للناس » پس «
إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ
» اگر چه مقدم بر «
وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ
» است أما فى الواقع مؤخر است يعنى