گردانيديم چنانچه در باب داود نازل كرديم و معتقد شما نيز هست پس انكار فضليت محمد با اعطاء قرآن وجهى ندارد .
قُلِ
بگو اى محمد مر كفار قريش را كه
ادْعُوا
بخوانيد
الَّذِينَ زَعَمْتُمْ
آنان را كه گمان كرديد آنها خدايان شمااند
مِنْ دُونِهِ
بجز خداى به حق تا آنكه دفع كنند از شما ضررها را
فَلا يَمْلِكُونَ كَشْفَ الضُّرِّ عَنْكُمْ
پس ايشان نمىتوانند بر طرف كردن سختى و شدت را از شما
وَ لا تَحْوِيلًا
و نه تغيير دادن آن ضرر را از شما بسوى غير شما .
آوردهاند كه قريش مدتى بقحط و غلا گرفتار بودند پس شكوه پيش پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله آوردند خداى تعالى اين آيه را نازل گردانيد كه بگو اى محمد بايشان كه بخوانيد آلههء باطلهء خود را
أُولئِكَ الَّذِينَ
آن آلههء باطله كه
يَدْعُونَ
ميخوانند مشركين آنها را
يَبْتَغُونَ
مىطلبند آن آلهه
إِلى رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ
بسوى پروردگار خود يعنى بسوى تقرب پروردگار خود واسطه و دست آويزى ، بنا برين « اولئك » مبتداست و
يَبْتَغُونَ
خبر آن
أَيُّهُمْ أَقْرَبُ
بدل از واو « يبتغون » است ، اى يبتغى من هو اقرب منهم الى ربهم الوسيلة . بنا برين معنى « يبتغون » اينست كه مىطلبند هر كدام از آن آلهه كه نزديكترند بخداى به حق بسوى پروردگار ايشان وسيلهء تقرب را مانند ملائكه و عزير و عيسى كه مشركان آنها را آلهه و معبود خود مىدانند ، پس هر گاه مقربان درگاه الهى كه معبودان شمااند توسل جويند به حق سبحانه و تعالى غير مقرب خود بطريق اولى بايد كه روى توجه بدان درگاه آرد و چنين عجز و احتياج به خاك مذلت مالد ، حاصل سخن آنكه حق تعالى به پيغمبر خود ميفرمايد كه بگو بمشركان كه معبودان شما محتاجند بمعبود حق تعالى
وَ يَرْجُونَ رَحْمَتَهُ
و اميد مىدارند بخشش او را
وَ يَخافُونَ عَذابَهُ
و ميترسند عذاب او را
إِنَّ عَذابَ رَبِّكَ
بدرستى كه عذاب پروردگار تو
كانَ مَحْذُوراً
هست سزاوار كه از او بترسند حتى ملائكه و انبياء .