ببخشد و توفيق توبه و انابت دهد
أَوْ إِنْ يَشَأْ يُعَذِّبْكُمْ
و اگر خواهد عذاب كند شما را و تصريح مىكند با اينكه شما از اهل دوزخيد زيرا كه اين سخن ايشان را واميدارد كه اصرار در كفر كنند و با مؤمنين هميشه در مقام خشونت باشيد ، و بسا باشد كه خاتمه كار ايشان خوب باشد و به جهت ايمان درست به بهشت روند . بعضى مفسرين آيهء «
وَ قُلْ لِعِبادِي
» را تا اينجا اينچنين تفسير كردهاند ، و بعضى گفتهاند كه : مراد اگر چه از « عبادى » مؤمنين است اما مكالمه بكلمات احسن مخصوص بكفار نيست بلكه با همه بايد اختيار مقالات نيكو كرد ، و گروهى را اعتقاد اينست كه مراد از « عبادى » عام شامل جميع مكلفين است خواه محلى بحليهء ايمان باشند و يا نباشند و در هر دو صورت خطاب «
رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِكُمْ
» بفريقين خواهد بود
وَ ما أَرْسَلْناكَ
و نفرستاديم ما ترا اى محمد
عَلَيْهِمْ وَكِيلًا
بر كافران نگاهبان يعنى ترا مبعوث نساختهايم كه تا تو حافظ اعمال ايشان باشى و ايشان را بجبر بايمان وادارى بلكه مطلب از فرستادن تو تبليغ احكام است .
وَ رَبُّكَ أَعْلَمُ
و پروردگار تو داناتر است
بِمَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
بآنكس كه در آسمانها و زمين است و آنچه مصلحت ايشانست فرو نگذارد و هر كرا داند بالذات استعداد نبوت و رسالت دارد آن را برسالت برگزيند خواه آنكه او يتيم ابو طالب باشد و يا نباشد ، و يا مصاحبان و دوستان او فقرا باشند يا اغنيا ، و اين آيه رد استبعاد قريش است كه ميگفتند كه : چون مىشود كه يتيم ابو طالب پيغمبر شود و فقرا و محتاجان اصحاب او باشند ؟
وَ لَقَدْ فَضَّلْنا بَعْضَ النَّبِيِّينَ عَلى بَعْضٍ
و هر آينه بتحقيق تفضيل داديم و زيادتى بخشيدم بعضى پيغمبران را در كمالات نفسانى و اجتناب از رذايل جسمانى نه بوفور مال و كثرت أحمال و اثقال بر بعضى ديگر چنانچه ابراهيم را بخلت و موسى را بمكالمت و محمد صلّى اللَّه عليه و آله را بمعراج و بقرب جسمانى و روحانى در اصول كافى از حضرت صادق