خواه آنكه محتلم بشود يا نشود كه درين وقت او مكلف است و در صحيفهء عمل او سيئات و حسنات مثبت مىگردد مگر آنكه ضعيف العقل و سفيه باشد و برخى از سخن درين باب در سورهء مباركهء انعام سمت گزارش يافت و اگر مكرر نوشته شده باشد قصورى ندارد بلكه چون مضمون حديث است تكرار آن موجب ثواب اخروى است .
وَ أَوْفُوا بِالْعَهْدِ
و وفا كنيد بعهد خود
إِنَّ الْعَهْدَ كانَ مَسْؤُلًا
بدرستى كه عهد پرسيده خواهد شد از آن در روز قيامت متبادر از عهد شرعى است و متبادر از سؤال پرسيدنست از آن كه وفا كردهاند به آن يا نكردهاند و اختيار صيغهء ماضى كه « كان » است و اسم مفعول با آن كه اين سؤال در روز قيامت خواهد بود تنبيه است بر تحقق وقوع آن و اين آيت بحسب ظاهر دلالت دارد بوجوب وفا كردن بعهد از دو وجه : يكى صيغهء امر و ديگرى سؤال از آن در روز قيامت زيرا كه سؤال از غير واجب و حرام نميباشد و معلوم است كه وفا كردن بعهد و نذر حرام نيست پس ناچار واجب خواهد بود .
وَ أَوْفُوا الْكَيْلَ إِذا كِلْتُمْ
و تمام به پيماييد كيل را چون به پيماييد براى ديگرى
وَ زِنُوا بِالْقِسْطاسِ الْمُسْتَقِيمِ
و بسنجيد بترازوى راست ، كسر قاف قرائت حفص است از عاصم و قرائت حمزه و كسايى ، و باقى بضم قاف خواندهاند و بعضى گفتهاند كه :
اگر چه « قسطاس » بمعنى ميزان است أما در عرف عرب مستعمل براى ميزان بزرگست كه آن را قپان گويند و نزد فخر الدين رازى « قسطاس » از جملهء لغات عرب است و مأخوذ است از قسط بمعنى اعتدال كه ميل باحد جانبين نداشته باشد و درين صورت توصيف « قسطاس » بمستقيم توصيف بيانى است و بيضاوى گفته كه : « و هو رومى معرّب » و بنا برين ادخال اين لفظ در قرآن قدح در عربيت آن نميكند زيرا كه لفظ غير عرب كه در كلام عرب مستعمل گردد باوصاف كلام عرب موصوف مىشود و عربى مىگردد
ذلِكَ
اين ايفاء كيل و وزن به ميزان مستقيم
خَيْرٌ
بهتر و نزديكتر است بسوى خداى تعالى
وَ أَحْسَنُ تَأْوِيلًا
و نيكوتر است از روى عاقبت و تأويل از تفضيل مشتق از آل