ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ
پس بدرستى كه پروردگار تو
لِلَّذِينَ عَمِلُوا السُّوءَ
مر آنان را كه گناه كردند و شرك آوردند
بِجَهالَةٍ
بسبب جهالت و نادانى يا در حالتى كه متلبس بودند بجهالت
ثُمَّ تابُوا
پس توبه كردند
مِنْ بَعْدِ ذلِكَ
از پس آن عمل بد
وَ أَصْلَحُوا
و بصلاح آوردند ظاهر و باطن خود را باطاعت و ايمان
إِنَّ رَبَّكَ مِنْ بَعْدِها
بدرستى كه پروردگار تو از پس توبه يا از بس جهالت تكرار اين لفظ به جهت تأكيد است چنانچه پيشتر شنيدى
لَغَفُورٌ
هر آينه آمرزنده است مر عمل سوء را
رَحِيمٌ
مهربانست كه قبول توبه مىكند و بر آن ثواب مىدهد .
[ سوره النحل ( 16 ) : آيات 120 تا 123 ]
إِنَّ إِبْراهِيمَ كانَ أُمَّةً قانِتاً لِلَّهِ حَنِيفاً وَ لَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ( 120 ) شاكِراً لِأَنْعُمِهِ اجْتَباهُ وَ هَداهُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ( 121 ) وَ آتَيْناهُ فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَ إِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ ( 122 ) ثُمَّ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ( 123 )
و بعد از ابطال و تزييف مذاهب مشركين ختم آن بذكر رئيس موحدين و صفوهء مرسلين مىكند و ميفرمايد كه :
إِنَّ إِبْراهِيمَ كانَ أُمَّةً
بدرستى كه ابراهيم بود امام و پيشوا چنانچه در جايى ديگر فرمود : «
إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً
» و از حضرت ابى جعفر الباقر عليه السلام در اطلاق امت ابراهيم چنين روايت كردهاند كه چون ابراهيم در وقت خود ملتى و دينى داشت كه به غير از او هيچكس آن دين را نداشت پس صادق است كه ابراهيم امتى بوده از امتها و بعضى چنين گفتهاند كه : اطلاق امت بر او اشارتست بر اينكه هر فضيلتى و كمالى كه بطريق تفرق و انتشار در امتى يافت ميشد همه در ذات گرامى او جمع شده چنانچه شاعر به زبان تازى گويد كه :
شعر
ليس من اللَّه بمستنكر * أن يجمع العالم فى واحد