تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 755

مساهمون:

ص٧٥٥
متلبس است بمصلحت و عن ابى جعفر عليه السّلام « قال : الروح هو جبرئيل و القدس الطاهر »
لِيُثَبِّتَ الَّذِينَ آمَنُوا
تا ثابت دارد آنان را كه ايمان آوردند به اعتقاد اينكه اين ناسخ نازل از جانب خداى تعالى است « و عن ابى جعفر عليه السّلام الذين آمنوا هم آل محمد »
وَ هُدىً وَ بُشْرى لِلْمُسْلِمِينَ
هر دو معطوفند بر محل « ليثبت » تا مفعول له « نزل » باشند ، اى نزله تثبيتا و هداية و بشارة ، يعنى فرود آورد جبرئيل ناسخ را براى ثابت داشتن و هدايت كردن و بشارت دادن مر اهل ايمان را ، و براى ضد هدايت و بشارت بر اهل شرك و كفر .
وَ لَقَدْ نَعْلَمُ
و هر آينه بتحقيق ميدانيم ما
أَنَّهُمْ يَقُولُونَ
آن را كه كفار ميگويند :
إِنَّما يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ
جزين نيست كه تعليم كند قرآن را بمحمد آدمى على بن ابراهيم آورده كه شخصى بود از اهل كتاب و عجمى زبان غلام ابن الحضرمى ميگفتند و او ايمان به پيغمبر صلوات اللَّه عليه و آله آورده بود كفار قريش ميگفتند كه : به خدا قسم كه اين ابو فكيهه تعليم مىكند محمد را به زبان خود و در تفاسير عامه « بشر » را بسلمان فارسى نيز حمل كرده‌اند . پس حق سبحانه و تعالى در رد ايشان ميفرمايد كه :
لِسانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ
لغت كسى كه تعليم قرآن و قرآن را اضافه ميكنند و نسبت ميدهند بسوى او يعنى مولى ابن الحضرمى ابو فكيهه يا سلمان فارسى
أَعْجَمِيٌّ
غير عربيست و يا غير فصيح است
وَ هذا
و اين قرآن كه محمد مبلغ آنست
لِسانٌ عَرَبِيٌّ
لغت عربى است
مُبِينٌ
بيان كنندهء حلال و حرام و در غايت فصاحت است كه شما با وجود كمال فصاحت و نهايت بلاغت از آوردن مثل اقصر سورهء آن بعجز اعتراف نموديد پس چسان اعجمى شكسته زبانى اينچنين كلامى به بهترين كاينات تعليم كند كلمات علماء ادبيت در اينكه مراد از « اعجمى » غير عربى است يا غير فصيح اعم از عربى و غير عربى مختلف به نظر آمده ابو الفتح موصلى گفته كه : تركيب « ع ج م » در كلام عرب موضوعست براى ابهام و