راجع به حق سبحانه و تعالى شود به اين معنى كه شيطان مسلط است بر آن جماعتى كه بخداى تعالى شرك آرندگان اند و مراد از اين تسلط تسلط در أبدان و اديانست چنان كه در روضهء كافى از ابو بصير كه ابو محمد نيز كنيت اوست روايت كرده كه حضرت صادق عليه السّلام فرمود كه :
الذين هم باللَّه مشركون يسلط على أبدانهم و على أديانهم .
على بن ابراهيم آورده كه چون آيهاى منسوخ ميشد مشركين ميگفتند كه :
اين افترايى است كه محمد مىكند پس حق تعالى اشارت برين مىكند و ميفرمايد كه
وَ إِذا بَدَّلْنا آيَةً
و چون بدل كنيم آيتى از آيات قرآنى را
مَكانَ آيَةٍ
بجاى آيتى ديگر يعنى چون آيهء ناسخ را بجاى آيهء منسوخ بگذاريم
وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما يُنَزِّلُ
و خداى تعالى داناتر است به حكم و مصالح آنچه فرو ميفرستد از آنچه و ميداند اينمعنى را كه جايز است چيزى در وقتى كه موافق مصلحت باشد و نفع دهد همان چيز در وقتى ديگر مفسده باشد پس حق تعالى مطابق حكمت و مصلحت كار مىكند و جملهء «
وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما يُنَزِّلُ
» جملهء معترضه است كه بواسطهء توبيخ كفار در ميان شرط كه «
وَ إِذا بَدَّلْنا آيَةً مَكانَ آيَةٍ
» است و ميان جزا كه «
قالُوا إِنَّما أَنْتَ مُفْتَرٍ
» است در آمده و ميتواند كه جملهء حاليه باشد به اين معنى كه چون بدل كنيم آيتى را مكان آيتى ديگر حالكونى كه خداى تعالى داناتر است بمصالح آنچه فرو ميفرستد
قالُوا
ميگفتند
إِنَّما أَنْتَ مُفْتَرٍ
جزين نيست كه تو اى محمد افترا كنندهاى بر خداى تعالى و از پيش خود حرفى مىگويى كه اين آيه ناسخ است و آن منسوخ نه چنين است كه كفار ميگويند
بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ
بلكه بيشتر ايشان نميدانند حكمت احكام الهى را و تميز نميتوانند كرد ميان خطا و صواب .
قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ
بگو اى محمد مر اين كافران را كه فرود آورده بتدريج ناسخ را جبرئيل طاهر و پاكيزه
مِنْ رَبِّكَ
از جانب پروردگار تو
بِالْحَقِّ
حالكونى كه