ابن مهران از حضرت صادق عليه السّلام از كيفيت استعاذه سؤال كرد حضرت فرمود : اين چنين بگو كه :
« أستعيذ باللّه السميع العليم من الشيطان الرجيم »
و بعد ازين حضرت فمرود :
« ان الرجيم أخبث الشياطين »
سماعة گويد كه گفتم : « لم سمّى الرجيم » فرمود :
« لأنّه يكون فى العلم يرجم »
يعنى در عالم سابق الهى مثبت است كه در زمان حضرت صاحب عليه السّلام آن لعين را مؤمنين مىبينند و به سنگ ميزنند و از پيش خودشان ميرانند چنانچه از رحمت خداى تعالى رانده شده
إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا
بدرستى كه شأن اينست كه نيست مر شيطان را تسلط و غلبه بر آنان كه ايمان آوردهاند چه ايشان هميشه لسانا و قلبا استعاذه ميجويند
وَ عَلى رَبِّهِمْ
و بپروردگار خود در رفع وساوس شيطانى
يَتَوَكَّلُونَ
توكل ميكنند .
پوشيده نماند كه مراد از عدم تسلط شيطان بر مؤمنين عدم تسلط او بر دين مؤمنين است زيرا كه در روضهء كافى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه
« يسلط و اللَّه من المؤمن على بدنه و لا يسلط على دينه قد سلط على ايوب عليه السّلام فشوّه خلقه و لم يسلط على دينه »
محمد بن مسعود عياشى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه
« ليس له أن يزيلهم عن الولاية فاما الذنوب و أشباه ذلك فانه ينال منهم كما ينال من غيرهم »
يعنى تسلط نيست مر شيطان را به اينكه زايل كند و بر طرف نمايد از دلهاى شيعيان و مؤمنان ولايت و محبت ائمهء معصومين عليهم السلام را و أما ذنوب و أمثال آن پس شيطان مييابد از مؤمنين ذنوب را و تسلط وسوسهء ذنوب بايشان دارد چنانچه تسلط دارد و مييابد آن را از غير مؤمنين .
إِنَّما سُلْطانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ
جزين نيست كه تسلط او بر آن جماعتى است كه دوست ميدارند او را و اطاعت او ميكنند
وَ الَّذِينَ
و بر آن جماعتى كه
هُمْ بِهِ مُشْرِكُونَ
آن جماعت بسبب شيطان و اطاعت او شرك آرندگانند بخداى تعالى بنا برين تفسير ضمير « به » راجع بشيطانست و « با » براى سببيت است و ميتواند كه ضمير « به »