وَ أَوْحى رَبُّكَ
و وحى درين آيه بمعنى الهام و انداختن در دل است چنانچه در حديث آمده كه « و أوحى وحى الهام » پس «
وَ أَوْحى رَبُّكَ
» بمعنى « و ألهم ربك » است يعنى و الهام كرد پروردگار تو
إِلَى النَّحْلِ
بسوى زنبور عسل
أَنِ اتَّخِذِي
به اينكه فرا گيريد
مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً
از بعضى شكاف كوهها خانهها به جهت تعيش خود ، و چون نحل مؤنث معنويست بنا برين « ان اتخذى » را مؤنث آورد
وَ مِنَ الشَّجَرِ
و از ميان بعضى درختان نيز خانه گيريد يعنى در ميان كوه و درخت جاى كنيد اگر شما را مالكى و صاحبى نباشد
وَ مِمَّا يَعْرِشُونَ
و خانه گيريد از بعض آنچه مردمان بنا ميكنند براى شما وقتى كه شما را مالكى و صاحبى باشد بنا برين كلمهء « من » در همه جا براى تبعيض است زيرا كه نحل در شكاف همهء كوهها و در ميان همهء درختان و در هر بنائى كه مردمان اساس نهند جا نميگيرند .
ثُمَّ كُلِي
پس بخوريد
مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ
از هر ميوه كه خواهيد و از هر شكوفه كه اراده كنيد
فَاسْلُكِي
پس برويد
سُبُلَ رَبِّكِ
براهى كه پروردگار شما شما را تعليم نموده در عمل آوردن عسل
ذُلُلًا
ميتواند كه حال از ضمير « فاسلكى » باشد يعنى برويد شما حالكونى كه شما منقاد و فرمانبردار امر الهى باشيد ، و محتمل است كه حال از « سبل » باشد يعنى پس برويد براههاى پروردگار خود در حالتى كه آن راهها را خداى تعالى منقاد شما كرده به اين معنى كه سبل گردانيده براى شما .
و چون خلق نحل و الهام آن بواسطهء انتفاع مردم است پس حق تعالى عدول از خطاب نحل كرده خطاب بمردم مىكند و ميفرمايد كه :
يَخْرُجُ