و بعد ازين بيان وحدانيت خود مىكند و ميفرمايد كه :
وَ قالَ اللَّهُ
و گفت خداى تعالى :
لا تَتَّخِذُوا إِلهَيْنِ اثْنَيْنِ
فرا مگيريد دو خداى را بخدايى اگر چه از الهين نفى اثنينيت معلوم ميشد ليكن به جهت تأكيد « اثنين » نيز ايراد يافت
إِنَّما هُوَ إِلهٌ واحِدٌ
جزين نيست كه خداى به حق معبودى است يگانه از حضرت صادق عليه السّلام در تفسير اين آيه مرويست كه فرموده : اى لا تتخذوا امامين انما هو امام واحد ، و اين ردّ بر زيديه خواهد بود كه در يك عصر قائل بجواز دو امام شدهاند چون امام را نهايت قربست با معبود حقيقى ممكن است كه از جهت اظهار اين قرب تعبير امام باله شده باشد . اللَّه تعالى اعلم بحقايق كلمات اوليائه
فَإِيَّايَ فَارْهَبُونِ
پس مرا و عقاب مرا بترسيد و به اثنينيت معبود قائل مشويد . و چون التفات از غيبت بتكلم ابلغ است در تخويف لهذا اول «
وَ قالَ اللَّهُ
» فرمود و در مقام ترهيب و تخويف «
فَإِيَّايَ فَارْهَبُونِ
» گفت .
وَ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
و مر خداى تعالى راست آنچه در آسمانها و زمين است و همه مخلوق و مقهور وىاند
وَ لَهُ الدِّينُ
و مر خداى تعالى راست طاعت و فرمان بردارى
واصِباً
در حالتى كه آن فرمانبردارى واجب و لازم باشد
أَ فَغَيْرَ اللَّهِ تَتَّقُونَ
آيا پس غير خداى تعالى را ميپرستيد و حال آنكه غير او مقهور و مغلوب اوست نه ضررى از آن غير متصور است و منه نفعى چنانچه ميفرمايد كه :
وَ ما بِكُمْ مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنَ اللَّهِ
و آنچه بشما رسيده از نعمتى چون صحت و غنا پس آن از خداى تعالى است كه منعم حقيقى است ، بنا برين تفسير « فمن اللَّه » بتقدير « فهو من اللَّه » است
ثُمَّ إِذا مَسَّكُمُ الضُّرُّ
پس چون برسد شما را ضررى مانند مرض و فقر
فَإِلَيْهِ تَجْئَرُونَ
پس بسوى او پناه ميبريد و تضرع و زارى بدرگاه او ميكنيد .
ثُمَّ إِذا كَشَفَ الضُّرَّ عَنْكُمْ
پس چون بردارد آن ضرر و سختى را از شما
إِذا فَرِيقٌ مِنْكُمْ
ناگاه جمعى از شما يعنى كافران
بِرَبِّهِمْ يُشْرِكُونَ
به پروردگار خود