تعالى را از عذاب .
أَوْ يَأْخُذَهُمْ
يا بگيرد ايشان را
عَلى تَخَوُّفٍ
بر حالت ترسيدن يعنى بر حالتى كه ميترسيده باشند ايشان و گفتهاند كه « تخوف » بلغت قبيلهء هذيل بمعنى « تنقص » است يعنى بگيرد ايشان را بر حالتى كه ناقص كند پى در پى نفوس و اموال ايشان را تا آنكه همه هلاك گردند ، و ميتواند كه « على تخوف » بمعنى « على تيقظ » باشد يعنى يا بگيرد ايشان را بر وقت تيقظ و بيدارى چنانچه على بن ابراهيم تصريح كرده چون خوف در حين تيقظ و بيداريست لهذا از تخوف تيقظ ميتوان خواست
فَإِنَّ رَبَّكُمْ
پس بدرستى كه پروردگار شما
لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ
هر آينه مهربان بخشانيده است كه تعجيل در عذابهاى گوناگون نميكند ، و بعد ازين بيان دلائل قدرت كامله خود مىكند :
أَ وَ لَمْ يَرَوْا
آيا نديدند و نظر نكردند كافران
إِلى ما خَلَقَ اللَّهُ
بسوى آنچه آفريده است خداى تعالى
مِنْ شَيْءٍ
از چيزى يعنى از مخلوقات سايه دار
يَتَفَيَّؤُا ظِلالُهُ
ميگردد سايههاى ايشان باعتبار دوران آفتاب
عَنِ الْيَمِينِ وَ الشَّمائِلِ
از جانب دستهاى راست و دستهاى چپ ، چون يمين مقابل شمايل افتاده به اين قرينه مراد از آن أيمان جمع خواهد بود
سُجَّداً لِلَّهِ
حالكونى كه اين ظلال سجده كنندگان و منقادند مر خداى تعالى را
وَ هُمْ داخِرُونَ
و حالكونى كه صاحبان ظلال نيز خاضع و متواضعاند ، بنا برين تفسير « سجّدا » حال از ضلالست «
وَ هُمْ داخِرُونَ
» حال است از ضمير ظلاله كه راجع بما خلق اللَّه است و مراد از آن صاحبان ظلالست و چون مراد از سجود و دخور خضوع و انقياد است و خضوع و فروتنى در ظلال بيشتر ظاهر مىشود پس در اول حال ظلال را بيان كرده و در آخر حال ذى ظلال را .
وَ لِلَّهِ يَسْجُدُ
و مر خداى تعالى را سجده كنند
ما فِي السَّماواتِ
آنچه در آسمانها است
وَ ما فِي الْأَرْضِ
و آنچه در زمين است
مِنْ دابَّةٍ
از جنبندگان در زمين
وَ الْمَلائِكَةُ
و فرشتگان در آسمان بنا برين
مِنْ دابَّةٍ
بيان «
ما فِي الْأَرْضِ
» است و « الملائكة » بيان