تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 714

مساهمون:

ص٧١٤
و بعد ازين بيان امكان رجعت مىكند و ميفرمايد كه :
إِنَّما قَوْلُنا لِشَيْءٍ
جزين نيست قول ما مر چيزى را
إِذا أَرَدْناهُ
وقتى كه ارادهء ايجاد او كنيم
أَنْ نَقُولَ لَهُ كُنْ
اينكه گوئيم مر آن چيز را موجود شو
فَيَكُونُ
پس موجود شود مراد . در اين مقام خطاب حقيقى نيست كه تا گفته شود خطاب بر معدوم صحيح نيست و بر موجود تحصيل حاصل است بلكه تمثيل است به آنكه چون ارادهء الهى بوجود چيزى تعلق گيرد فى الحال موجود شود و موقوف بسبق ماده و مدت نيست و الا لازم آيد تسلسل زيرا كه آن ماده و مدت نيز موقوف بماده و مدت ديگر خواهد بود و هكذا و چنانچه ايجاد اشيا بدون ماده و مدت مقدور الهى باشد همچنين ايجاد آنها بعد از عدم نيز مقدور الهى خواهد بود .
وَ الَّذِينَ هاجَرُوا
و آنان كه مهاجرت كردند از اوطان خود كه مكهء معظمه است
فِي اللَّهِ
در راه خداى تعالى
مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا
بعد از آنكه كشيده بودند از دست مشركان
لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِي الدُّنْيا حَسَنَةً
اى لنبوئنهم فى الدنيا مباءة حسنة ، يعنى هر آينه جاى دهيم ايشان را در دنيا جا دادنى نيكو كه آن جا دادن ايشان است بمدينهء مكرمه در مجمع البيان و جوامع الجامع آورده كه مروى از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام « لنثوئنهم » بثاء مثلثه است ، اى لنثوئنهم فى الدنيا اثواة حسنة ، يعنى هر آينه فروز ميآريم ايشان را در دنيا فروز آوردنى خوب
وَ لَأَجْرُ الْآخِرَةِ
و هر آينه مزد آخرت مر ايشان را
أَكْبَرُ
بزرگتر است از آنچه در دنيا بايشان داده‌ايم
لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ
اگر باشند كافران كه بدانند آنچه را كه خداى تعالى براى مهاجرين آماده كرده از خير دارين هر آينه موافقت مىكردند با مهاجرين و رغبت مينمودند بدين ايشان و ميتواند كه ضمير راجع بمهاجرين شود به اين معنى كه اگر باشند مهاجران كه بدانند خير دارين را كه حق تعالى براى ايشان مقرر كرده هر آينه زياده ميكردند اجتهاد و صبر خود را بنا بر هر دو توجيه «
لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ
» شرط است كه جزاء آن مقدر است و تقدير چنين است