رَبَّنا إِنَّكَ تَعْلَمُ
اى پروردگار ما بدرستى كه تو ميدانى
ما نُخْفِي
آن چه را كه پنهان ميكنيم ما
وَ ما نُعْلِنُ
و آنچه را كه آشكارا ميسازيم
وَ ما يَخْفى عَلَى اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ
و پوشيده نيست بر خداى تعالى هيچ چيزى
فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي السَّماءِ
در زمين و نه در آسمان .
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ
كلمهء « على » در « على الكبر » ميتواند كه بمعنى « مع » باشد يا بمعنى « فى » تا آنكه « على الكبر » حال باشد يعنى شكر و سپاس خداى تعالى را آن چنان خدايى را كه بخشيد مرا با پيرى و سن ياس يا در حال پيرى و نوميدى از فرزند دو پسر يكى اسماعيل كه در سن نود و نه سالگى حق تعالى بابراهيم داد و ديگر اسحاق كه در سن يكصد و دوازده سالگى به او عطا كرد
إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعاءِ
بدرستى كه پروردگار من هر آينه شنونده و اجابت كنندهء دعا است . درين آيه اشعار است بر اينكه بخشيدن ولد مر ابراهيم عليه السّلام را بعد از دعا و سؤال آن حضرت بوده .
رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلاةِ
اى پروردگار من بگردان مرا به پا دارندهء نماز يعنى ثابت قدم دار مرا در فعل نماز
وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي
و بگردان بعضى از فرزندان مرا نيز به پا دارندهء نماز و ثابت قدم در آن و چون حضرت ابراهيم بوحى الهى ميدانست كه بعضى از فرزندان او بحليهء ايمان آراسته خواهند بود بنا برين « من ذريتى » گفت با « من » تبعيضى
رَبَّنا
اى پروردگار ما
وَ تَقَبَّلْ دُعاءِ
و قبول كن دعاى مرا و ميتواند كه مراد از « دعا » عبادت باشد يعنى قبول كن عبادت مرا .
رَبَّنَا اغْفِرْ لِي
اى پروردگار ما بيامرز مرا از ارتكاب خلاف اولى
وَ لِوالِدَيَّ
و مر پدر و مادر مرا و بعضى « و لأبوى » قرائت كردهاند ، و چون طلب مغفرت از براى كفار وجهى ندارد و از اينجا معلوم مىشود كه پدر و مادر ابراهيم مؤمن بودهاند چنانچه اجماع فرقهء ناجيه است و آذر بت تراش با عم آن حضرت بوده يا جد مادرى او و تعبير عم و جد