مىباشد و براى طمع انداختن گروهى از نزول باران كه لازم برق است تا سبب آن خلاصى از قحط و غلا يابند بنا برين «
خَوْفاً وَ طَمَعاً
» و مفعول له « يريكم » است و فاعل مفعول له و فاعل فعل مفعول له يكى است كه آن « سبحانه و تعالى » است و اگر خوف و طمع را به حال خود واگذارند بحذف مضاف قائل بايد شد به اين تقدير كه « يريكم البرق ارادة خوف و طمع » يعنى مينمايد خداى تعالى بشما برق را از جهت اراده كردن خداى تعالى ترسيدن جمعى را و بطمع واداشتن جمعى ديگر را ، و ميتواند كه «
خَوْفاً وَ طَمَعاً
» حال از ضمير « كم » در « يريكم » باشد ، اى هو الذى يريكم البرق خائفين و طامعين ، يعنى اوست آن قادرى كه مينمايد بشما برق را حالكونى كه خائف باشيد شما از اذيت آن و طامع باشيد از نزول باران كه لازم آنست . در عيون اخبار الرضا از آن حضرت روايت كرده كه مراد از خوف خوف مسافر است از باران و از طمع طمع مقيم است از نزول باران به جهت نمو زرع و اشجار
وَ يُنْشِئُ السَّحابَ الثِّقالَ
و اوست كه پديد آورد يا مرتفع سازد ابرهاى گرانبار از باران را چنانچه على بن ابراهيم تصريح كرده و گفته : «
وَ يُنْشِئُ السَّحابَ الثِّقالَ
، اى يرفعها من الارض » ثقال جمع ثقيله است و وصف سحاب مفرد بثقال جمع بواسطهء آنست كه « سحاب » اسم جنس است و از اسم جنس جمع اراده ميتوان كرد ، و در اينجا هر دو جمع است چنانچه در ترجمه شنيدى .
وَ يُسَبِّحُ الرَّعْدُ
و تسبيح مىكند رعد
بِحَمْدِهِ
در حالتى كه مشغولست بستايش و ثناى او يعنى ميگويد : « سبحان اللَّه و الحمد للَّه » .
على بن ابراهيم آورده كه رعد فرشته ايست كه ابر را ميراند بنا برين «
وَ يُسَبِّحُ الرَّعْدُ
» بدون تأويل درست است و در من لا يحضر روايت كرده كه رعد آواز ملكى است كه آن ملك از مگس بزرگتر و از زنبور كوچكتر است بنا برين
وَ يُسَبِّحُ الرَّعْدُ
بمعنى « و يسبح صاحب الرعد » خواهد بود . و بعضى گفتهاند كه : «
وَ يُسَبِّحُ