تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 587

مساهمون:

ص٥٨٧
كلهء سر او را ببرد ، پس حق تعالى آيهء
وَ يُرْسِلُ الصَّواعِقَ فَيُصِيبُ بِها مَنْ يَشاءُ وَ هُمْ يُجادِلُونَ فِي اللَّهِ وَ هُوَ شَدِيدُ الْمِحالِ
را نازل گردانيد .
لَهُ دَعْوَةُ الْحَقِّ
مر خداى تعالى راست دعوة مجابه به اين معنى كه چون او را دعا كنند اجابت مىكند اگر مصلحت داند ، و مؤيد اينمعنى است قول خداى تعالى كه ميفرمايد :
وَ الَّذِينَ يَدْعُونَ
و آن مشركانى كه ميخوانند اصنام را
مِنْ دُونِهِ
بجز از خداى تعالى و ميتواند كه مراد از « الذين » اصنام باشد به اين تقدير كه « و الاصنام الذين يدعونهم المشركون من دونه » يعنى بتانى كه ميخوانند آن بتان را مشركان به غير از خداى تعالى بنا بر اول مفعول « يدعون » كه اصنام است محذوف خواهد بود و بنا بر ثانى ضميرى كه راجع بموصولست مقدر خواهد بود
لا يَسْتَجِيبُونَ لَهُمْ بِشَيْءٍ
اجابت نميكنند هيچ گونه اجابتى آن بتان مر ايشان را به چيزى از مقصد و مطالب
إِلَّا كَباسِطِ كَفَّيْهِ
اى الا استجابة كاستجابة من بسط كفيه ، يعنى مگر استجابتى مانند استجابت كسى كه بگشايد هر دو كف خود را
إِلَى الْماءِ
بسوى آبى كه دور از او باشد و طلب كند از آن آب
لِيَبْلُغَ فاهُ
تا برسد آن آب بدهن او
وَ ما هُوَ بِبالِغِهِ
و نيست آن آب رسيده بدهن او زيرا كه آب را ادراكى نيست كه تا بطلب كسى بدهن او برسد چنانچه حال اصنام است
وَ ما دُعاءُ الْكافِرِينَ
و نيست خواندن كافران مر آن أصنام را
إِلَّا فِي ضَلالٍ
مگر در خسران و بطلان .
وَ لِلَّهِ يَسْجُدُ
مر خداى تعالى را سجده ميكنند
مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
هر كه در آسمانها و در زمين است
طَوْعاً
از روى رغبت و خواهش يا حالكونى كه مطيع‌اند
وَ كَرْهاً
و از روى كراهت و بىرغبتى يا حالكونى كه كراهت دارنده‌اند
وَ ظِلالُهُمْ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ
و سجده كنند سايه‌هاى ايشان به تبعيت ايشان در اوايل روز و در اواخر روز « آصال » جمع « أصيل » است بمعنى آخرهاى روز ، تخصيص به اين دو وقت بواسطهء آنست كه ظلال درين دو وقت بزرگ مىشود على بن ابراهيم از حضرت امام