محمد باقر عليه السّلام در تفسير اين آيه روايت كرده كه از اهل سماوات آنان كه بطوع سجده ميكنند ملائكهاند و آنان كه در زمين بطوع و رغبت سجده ميكنند كسانىاند كه در اسلام زائيده شده باشند و آنان كه سجده بكراهت ميكنند آن جماعتىاند كه بجبر ايشان را بحيطهء اسلام در آورده باشند و آنان كه سجده نميكنند مانند كفار و مشركين سايههاى ايشان خداى تعالى را سجده ميكنند در بامداد و عشا . محتمل است كه مراد ازين عبارت اين باشد كه آن كافرانى كه بدل سجده خداى تعالى نميكنند ظلال ايشان يعنى ابدان ايشان در حين نزول مصائب و حوادث سجده خداى تعالى ميكنند ، و چون ابدان تابع ارواحند چنانچه ظل تابع ذى ظل است ميتوان ظل گفت و ابدان خواست .
و ابن انبارى گفته كه : دور نيست كه خداى تعالى ظلال را آن قدر عقل و ادراك ببخشد كه بدان سجدهء رب خود كنند و محتمل است كه مراد از سجود انقياد باشد نه معنى حقيقى آن به اين معنى كه اگر چه كفار منقاد و امر الهى نيستند أما ظلال ايشان منقادند مر فرمان الهى را در بامداد و عشا از جهت ميلان بجانبى دون جانبى و در طول بسبب انحطاط شمس و در قصر بسبب ارتفاع آن پس ظلال در ميلان خود و در طول و قصر منقاد و فرمانبردارند مر خالق خود را و
فى اصول الكافى « فى باب الدعاء عن ابى عبد اللَّه عليه السّلام فى قول اللَّه تبارك و تعالى :
وَ ظِلالُهُمْ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ
، قال : هو الدعاء قبل طلوع الشمس و قبل غروبها و هى ساعة اجابة »
مراد از « ظلال » درين حديث مؤمنان اند زيرا كه ظل بمعنى پناه آمده و مؤمنان پناه اهل سماوات و ارضاند كه اگر ايشان نباشند هيچ يك از اهل سماوات و ارض باقى نخواهند ماند و ضمير « هو » راجع بسجود است و ضمير « هى » راجع بهر يك از « قبل طلوع الشمس » و قبل غروبهاست و تأنيث باعتبار خبر است كه آن ساعت اجابت باشد ، حاصل معنى آنكه امام عليه السّلام در تفسير « سجود » و « ظلال » فرمودند كه : آن دعاى مؤمنان است كه پيش از طلوع آفتاب و پيش از غروب آفتاب