تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 565

مساهمون:

ص٥٦٥
و بعد از آن كه حق تعالى پيغمبر خود را از حال يوسف مخبر گردانيده فرمود .
ذلِكَ
آن چه مذكور شد از قصهء يوسف
مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ
از خبرهاى پوشيده است
نُوحِيهِ إِلَيْكَ
وحى ميكنيم بسوى تو اى محمد تا دلايل اعجاز تو بر همه ظاهر گردد و بعد ازين اجراى دليل مىكند بر آنكه اين از اخبار غيب است كه بدون وحى آن را نميتوان دانست بقول خود كه
وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ
و نبودى تو بنزديك برادران يوسف
إِذْ أَجْمَعُوا أَمْرَهُمْ
وقتى كه جمع كردند و فراهم آوردند رأيهاى خود را بر افكندن يوسف بقعر چاه
وَ هُمْ يَمْكُرُونَ
حال آنكه ايشان مكر و حيله ميكردند با