كان يعقوب ببيت المقدس و يوسف بمصر » و در كتاب علل الشرائع از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه يعقوب در آن وقت ساكن رمله بوده .
قالُوا
گفتند جماعت حاضرين :
تَاللَّهِ إِنَّكَ لَفِي ضَلالِكَ الْقَدِيمِ
به خدا قسم كه هنوز تو در همان دورىيى از راه راست در فرط محبت يوسف و در توقع لقاء او .
فَلَمَّا أَنْ جاءَ الْبَشِيرُ
پس آن هنگام كه آمد مژده دهنده يعنى يهودا چنانچه در در كتاب كمال الدين از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده و در تفسير عياشى از حضرت ابى جعفر الباقر عليه السّلام روايت كرده كه پيراهن يوسف را از غايت فرح و سرور در نه روز از مصر بباديهاى كه يعقوب در آنجا بود آوردند و در كتاب كمال الدين از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه حضرت يعقوب نيز با اهل و عيال در نه روز بمصر پيش يوسف آمدند با وجود آنكه بعد مسافت ميان ايشان نوزده روز بود
أَلْقاهُ
افكند پيراهن يوسف را
عَلى وَجْهِهِ
بر روى يعقوب
فَارْتَدَّ بَصِيراً
پس برگرديد يعقوب بينا
قالَ
گفت يعقوب به آن جماعت
أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ
آيا نگفتم من مر شما را كه
إِنِّي أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ
بدرستى كه من ميدانم از خداى تعالى و قدرت كاملهء او
ما لا تَعْلَمُونَ
آنچه را كه نميدانيد شما كه آن حيات يوسف و انزال فرح و سرور است از جانب اللَّه بسوى من ؟ بنا بر اين تفسير « انى اعلم » مقول قول و تتمهء كلام سابق است و بعضى گفتهاند كه : « انى اعلم » كلام مستأنف است و مقول قول محذوف به اين تقدير كه « الم اقل لكم انى لاجد ريح يوسف » و حذف اينكلام به جهت دلالت كلام سابق است برين .
قالُوا
گفتند برادران يوسف :
يا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا
اى پدر ما آمرزش طلب براى ما از حق تعالى گناهان ما را
إِنَّا كُنَّا خاطِئِينَ
بدرستى كه بوديم ما خطا كننده و گناهكاران
قالَ
گفت يعقوب :
سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي
زود باشد كه آمرزش طلب كنم براى شما از پروردگار خود
إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ
بدرستى كه او آمرزندهء گناهكاران و مهربان بر بندگانست از احاديث اهل بيت عليهم السلام چنين مستفاد