تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 539

مساهمون:

ص٥٣٩
در مىآييد از يك در تا چشم زخمى بشما نرسد
وَ ادْخُلُوا
و درآئيد
مِنْ أَبْوابٍ مُتَفَرِّقَةٍ
از درهاى مختلف چون در مرتبهء اول كسى ايشان را نمىشناخت و مجهول الحال بودند و درين مرتبه قرب و منزلت ايشان پيش ملك مصر نزد همكنان ظاهر بود و حسن و جمال نيز داشتند گنجايش اصابت عين داشت لهذا درين مرتبه ايشان را اين نصيحت كرد و در مرتبهء اول از اين مقوله چيزى نگفت و درين كلام اظهار شفقت و مهر پدرى نمود و در آخر عجز و بندگى خود را آشكار كرده گفت :
وَ ما أُغْنِي عَنْكُمْ
و من دفع نتوانم كرد بدين نصيحت از شما
مِنَ اللَّهِ
از حكم خداى تعالى
مِنْ شَيْءٍ
هيچ چيزى را از حوادث كه لحوق آن مر شما را مقدر الهى شده باشد « فان الحذر لا يمنع القدر »
إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ
نيست حكم و فرمان مگر خداى تعالى را
عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ
بر او توكل كردم نه بر غير او
وَ عَلَيْهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ
و بر او پس بايد كه توكل كنند توكل كنندگان به جهت آن كه هر گاه من كه پيغمبر خدايم توكل بر خدا كنم پس بايد كه ساير متوكلين نيز توكل بر او كنند چه فعل انبيا سبب و علت اقتداء ملت ايشانست به آن بنا برين واو « و عليه » براى عطف جمله بجمله است و فاء « فليتوكل » براى عليت و سببيت است .
وَ لَمَّا دَخَلُوا
و چون درآمدند أولاد يعقوب
مِنْ حَيْثُ أَمَرَهُمْ
از آن مكانى كه فرموده بود ايشان را
أَبُوهُمْ
پدر ايشان يعنى چون درآمدند از أبواب متفرقه
ما كانَ
نبود اينكه
يُغْنِي عَنْهُمْ
دفع كند از ايشان آن نصيحت يعقوبى
مِنَ اللَّهِ
از حكم خداى تعالى
مِنْ شَيْءٍ
چيزى را چنانچه حضرت يعقوب فرموده بود زيرا كه ايشان را نسبت بسرقت دادند و بنيامين را گرفتند و ازين جهت مصيبت يعقوب تضاعف پذيرفت
إِلَّا حاجَةً
استثناء منقطع است يعنى ليكن حاجتى كه بود
فِي نَفْسِ يَعْقُوبَ
در دل يعقوب كه آن شفقت پدرى است
قَضاها
ظاهر كرد آن را و وصيت نمود فرزندان را به آن
وَ إِنَّهُ
و بدرستى كه يعقوب
لَذُو عِلْمٍ
هر آينه خداوند دانش بود
لِما عَلَّمْناهُ
مر آن چيزى را