تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 536

مساهمون:

ص٥٣٦
به جهت هر يكى يك شتر غله ، و أصل « جهاز » آن متاعى است كه آماده ميسازند براى نقل از شهرى بشهرى ديگر و بعضى قراء « بجهازهم » را بكسر جيم خوانده‌اند
قالَ ائْتُونِي
گفت : بياريد نزد من و بيائيد
بِأَخٍ لَكُمْ مِنْ أَبِيكُمْ
با برادرى كه شمار است از پدر تا بدانم كه شمار است مىگوييد هر چند طلب برادر باعث زيادتى حزن و اندوه يعقوب ميشد أما يوسف اينمعنى را بوحى يا بالهام بجا آورد تا اين نيز امتحانى ديگر باشد مر يعقوب را و همچنين عدم اخبار يوسف پدر بزرگوار خود را از حال خود درين وقت نيز بواسطهء تشديد محنت او بود
أَ لا تَرَوْنَ
آيا نمىبينيد شما
أَنِّي أُوفِي الْكَيْلَ
اينكه من تمام مىپيمايم پيمانه را و حق كسى را نميبرم
وَ أَنَا خَيْرُ الْمُنْزِلِينَ
و من بهترين فروز آرندگانم مردمان را بواسطهء مهمانى يعنى من بهترين ضيافت كنندگانم .
فَإِنْ لَمْ تَأْتُونِي بِهِ
پس اگر نياريد نزد من برادر خود را
فَلا كَيْلَ لَكُمْ عِنْدِي
پس شما را نوبت ديگر نزد من طعام نخواهد بود
وَ لا تَقْرَبُونِ
اى و لا تقربونى ، يعنى و نزديك من مشويد و در ولايت من داخل مگرديد كلمهء «
وَ لا تَقْرَبُونِ
» نهى است و معطوفست بر محل جزا كه «
فَلا كَيْلَ لَكُمْ
» است .
قالُوا
گفتند برادران يوسف
سَنُراوِدُ عَنْهُ أَباهُ
زود باشيد كه طلب كنيم برادرى را كه شما ميخواهيد از پدر او
وَ إِنَّا لَفاعِلُونَ
و بدرستى كه ما به عمل آورندگانيم آن چيزى را كه امر كرده‌اى .
وَ قالَ
و گفت يوسف :
لِفِتْيانِهِ
مر غلامان خود را كه كيل غلات تعلق بايشان داشت
اجْعَلُوا بِضاعَتَهُمْ
بگردانيد آنچه را كه ايشان آورده‌اند در بهاى گندم
فِي رِحالِهِمْ
در ميان بارهاى ايشان
لَعَلَّهُمْ يَعْرِفُونَها
تا آن كه بشناسند ايشان حق اين احسان را
إِذَا انْقَلَبُوا إِلى أَهْلِهِمْ
وقتى كه برگردند بسوى ياران خود و بگشايند بارهاى خود را
لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ
تا آنكه ايشان برگردند .
فَلَمَّا رَجَعُوا
پس آن هنگام كه بازگشتند فرزندان يعقوب
إِلى أَبِيهِمْ
بسوى