تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 538

مساهمون:

ص٥٣٨
محذوفست تقدير كلام چنين خواهد بود كه « نستظهر بها و نمير اهلنا » يعنى پس ما به همين رد نمودن بضاعت مستظهر و قويدل ميشويم و طعام ميآوريم بواسطهء اهل و عيال خود
وَ نَحْفَظُ أَخانا
و نگهبانى ميكنيم برادر خود را در رفتن و آمدن
وَ نَزْدادُ
و زياده ميستانيم بمصاحبت برادر ما
كَيْلَ بَعِيرٍ
يك شتر بار
ذلِكَ
آنچه ما آورده‌ايم
كَيْلٌ يَسِيرٌ
طعام اندكى است و ما را كافى نيست بايد كه نوبت ديگر رجوع كنيم بملك مصر و طعام خود را مضاعف بستانيم يا مراد اينست كه اين يك شتر بار كه براى بنيامين خواهيم گرفت طعامى سهل است و ملك بدين مقدار با ما مضايقه نخواهد كرد .
قالَ
گفت يعقوب :
لَنْ أُرْسِلَهُ مَعَكُمْ
نميفرستم برادر شما بنيامين را با شما
حَتَّى تُؤْتُونِ
تا بدهيد مرا
مَوْثِقاً مِنَ اللَّهِ
عهدى و پيمانى مؤكد بذكر خداى تعالى و عن ابن عباس « حتى تحلفوا لى به حق محمد خاتم النبيين و سيد المرسلين أن لا تغدروا بأخيكم »
لَتَأْتُنَّنِي بِهِ
جواب قسم است زيرا كه حاصل معنى اينست كه بنيامين را همراه شما نميكنم تا آن كه شما قسم بخداى تعالى بخوريد بر اينكه هر آينه بياريد او را نزد من در جميع احوال
إِلَّا أَنْ يُحاطَ بِكُمْ
مگر در حالتى كه احاطه كرده شود بشما امرى كه ممكن نباشد كه شما او را نزد من بياريد مثل آنكه قضاء شما در رسد و همه بميريد يا آن كه شخصى شما را جبر كند و مغلوب او شويد بحيثيتى كه نتوانيد او را به من برسانيد بنا برين «
إِلَّا أَنْ يُحاطَ
» استثناء مفرغ است و مستثنى منه آن محذوفست و تقدير كلام چنين است كه لتأتننى به على كل حال الا حال الاحاطة بكم » .
فَلَمَّا آتَوْهُ
پس چون دادند ايشان به پدر خود
مَوْثِقَهُمْ
پيمان عهد خود را در محافظت بنيامين
قالَ
گفت يعقوب :
اللَّهُ عَلى ما نَقُولُ وَكِيلٌ
خداى تعالى بر آنچه مىگوييم مطلع و آگاهست . پس بنيامين را با برادران نزد ملك مصر فرستاد و زبان بنصيحت ايشان گشود
وَ قالَ
و گفت از روى شفقت پدرى :
يا بَنِيَّ
اى فرزندان من
لا تَدْخُلُوا مِنْ بابٍ واحِدٍ