و عياشى از حضرت ابى جعفر الباقر عليه السّلام روايت كرده كه آن قدحى بود از طلا كه به آن كيل مينمودند
فِي رَحْلِ أَخِيهِ
در بار برادر خود بطرزى كه برادران او اصلا اطلاعى به آن بهم نرسانيدند ، و بعضى از قراء « و جعل السقاية » خواندهاند كه « جعل » مصدر بواو عطف باشد و بنا برين جواب شرط محذوفست به اين تقدير كه « فلما جهزهم بجهازهم أمهلهم حتى انطلقوا و جعل السقاية فى رحل أخيه » يعنى پس چون متاع ايشان را بشترها بار كردند مهلت داد ايشان را تا آنكه رو به راه آرند و گردانيد سقايه را در ميان بار برادر خود و چون ايشان روبراه نهادند
ثُمَّ أَذَّنَ مُؤَذِّنٌ
پس ندا كرد ندا كنندهاى
أَيَّتُهَا الْعِيرُ
اى كاروانيان « عير » در اصل اسم شتريست كه حمل أثقال بر آن ميكنند و بعد ازين اطلاق آن بر صاحب شتر كردند على بن ابراهيم گفته كه : « أيّتها العير بمعنى يا اهل العير » است چنانچه «
وَ سْئَلِ الْقَرْيَةَ
» بتقدير « و اسأل اهل القريهء » است
إِنَّكُمْ لَسارِقُونَ
بدرستى كه شما دزدانيد و چون درين مقام دزدى واقع نشده ، پس لازم است توجيه اين كلام تا آن كه كذب حضرت يوسف لازم نيايد زيرا كه اينكلام يا از يوسف صادر شده يا از يكى از ملازمان او به حكم او لهذا على بن ابراهيم در تفسير خود گفته كه :
« سئل الصادق عليه السّلام فى قول عزّ و جلّ :
أَيَّتُهَا الْعِيرُ إِنَّكُمْ لَسارِقُونَ
قال : ما سرقوا و ما كذب يوسف فانما عنى :
سرقتم يوسف من ابيه »
و در كتاب علل الشرائع از حضرت صادق عليه السّلام نيز روايت كرده كه آن حضرت در معنى «
إِنَّكُمْ لَسارِقُونَ
» فرمودند كه
« سرقوا يوسف من أبيه »
و بعد ازين فرمودند كه
« الا ترى أنّه قال لهم حين قالوا
ما ذا تَفْقِدُونَ قالُوا نَفْقِدُ صُواعَ الْمَلِكِ
و لم يقولوا : سرقتم صواع الملك انما عنى سرقتم يوسف من ابيه »
و در اصول كافى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و آله فرمودند كه
« لا كذب على مصلح ثم تلا
أَيَّتُهَا الْعِيرُ إِنَّكُمْ لَسارِقُونَ
»
يعنى دروغ نيست بر صلاح آرندهء كارها پس به جهت تأييد اين آيه را تلاوت كردند كه
أَيَّتُهَا الْعِيرُ إِنَّكُمْ لَسارِقُونَ
و ايضا از آن حضرت روايت كرده كه
« الكلام ثلاثة صدق و كذب و اصلاح