تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 537

مساهمون:

ص٥٣٧
پدر خود
قالُوا يا أَبانا
گفتند : اى پدر ما
مُنِعَ مِنَّا الْكَيْلُ
منع كرده شد از ما پيمودن طعام نوبت ديگر اگر بنيامين را همراه خود نزد ملك مصر نبريم اين اشارتست بقول يوسف كه فرموده : «
فَإِنْ لَمْ تَأْتُونِي بِهِ فَلا كَيْلَ لَكُمْ عِنْدِي
»
فَأَرْسِلْ مَعَنا أَخانا
بس بفرست با ما برادر ما را
نَكْتَلْ
تا رفع مانع از كيل بكنيم و نوبت ديگر از او طعام بگيريم
وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ
و بدرستى كه ما مر او را نگاهدارنده‌ايم از اصابت مكروه .
قالَ
گفت يعقوب :
هَلْ آمَنُكُمْ عَلَيْهِ
آيا امين دارم شما را ؟ استفهام انكاريست يعنى امين نميدارم شما را
إِلَّا كَما أَمِنْتُكُمْ
مگر هم چنان كه امين گردانيدم شما را
عَلى أَخِيهِ
بر برادر را و يوسف
مِنْ قَبْلُ
پيش ازين وقتى كه گفتيد : «
إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ
» و آخر گفتيد كه : او را گرگ هلاك كرد
فَاللَّهُ خَيْرٌ حافِظاً
پس حق سبحانه و تعالى بهتر است در حالتى كه نگاهدارنده است ، و ميتواند كه « حافظا » تميز باشد يعنى پس خداى تعالى بهتر است از روى حفظ و حراست خلايق پس به همه جهت توكل به او ميكنم و كار خود را به او واميگذارم
وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ
و او بخشاينده‌ترين بخشايندگانست پس اميدوارم كه مرا منت نهد بحفظ برادر شما و مرا به دو مصيبت مبتلا نگرداند .
وَ لَمَّا فَتَحُوا مَتاعَهُمْ
و چون بگشادند بارهاى خود را
وَجَدُوا بِضاعَتَهُمْ
يافتند بهاى غلهء خود را كه تسليم ملازمان ملك مصر كرده بودند
رُدَّتْ إِلَيْهِمْ
باز گردانيده شده بديشان
قالُوا يا أَبانا
گفتند : اى پدر ما
ما نَبْغِي
طلب نميكنيم از تو بضاعتى و بهاى غله يا طلب نميكنيم از ملك مصر زياده ازين احسانى
هذِهِ بِضاعَتُنا رُدَّتْ إِلَيْنا
اينست بهاى غله ما كه رد كرده شده بر ما و ما همين بضاعت را بار ديگر پيش ملك مصر ميبريم
وَ نَمِيرُ أَهْلَنا
و طعام ميآوريم به جهت عيال خود بنا برين كلمهء « ما » در « ما نبغى » نافيه است و بعضى آن را استفهاميه گرفته‌اند بمعنى « اى شىء » به اين معنى كه چه چيز بطلبيم زياده ازين از ملك مصر ؟ آيا زياده ازين احسانى مىباشد كه درين وقت غلا و قحط اينست بضاعت ما كه رد كرده شده بر ما بنا برين «
وَ نَمِيرُ أَهْلَنا
» معطوف بر