تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 511

مساهمون:

ص٥١١
خلاص شدن از چنگ او مانع آيد و در آن وقت زن عزيز به عقب يوسف رسيد
وَ قَدَّتْ قَمِيصَهُ مِنْ دُبُرٍ
و دريد پيراهن يوسف را از پس
وَ أَلْفَيا سَيِّدَها
و برخوردند هر دو شوهر آن زن را كه ملك مصر باشد
لَدَى الْبابِ
نزديك در خانه و زن ملك مصر مبادرت نموده
قالَتْ
گفت بملك مصر كه
ما جَزاءُ مَنْ أَرادَ بِأَهْلِكَ سُوءاً
نيست جزاى كسى كه خواهد بزن تو بدى را
إِلَّا أَنْ يُسْجَنَ
مگر زندانى كردن مر او را بنا برين كلمهء « ان » درين جا مصدريست و مدخول خود را بمصدريت فروز آرد
أَوْ عَذابٌ أَلِيمٌ
يا زدن شديد دردناك .
قالَ
گفت يوسف بملك مصر بواسطهء رفع عقوبت و برائت ذمهء خود :
هِيَ راوَدَتْنِي
اين زن طلب كرد مرا
عَنْ نَفْسِي
از نفس من و من از مطالبه و مواقعهء او امتناع نموده گريختم
وَ شَهِدَ شاهِدٌ مِنْ أَهْلِها
و شهادت داد شاهدى از كسان آن زن ، گويند كه آن شاهد كودكى چهار ماه بود و پسر خالهء زن عزيز از حضرت صادق عليه السّلام مرويست كه در آن وقت كه يوسف پيش ملك مصر اظهار طهارت خود از لوث خيانت مينمود از جانب اللَّه الهامى به او رسيد كه بگويد مر آن ملك را كه حقيقت سخن مرا ازين كودكى كه در گهواره است بپرس زيرا كه او شهادت خواهد داد كه زوجهء تو مرا به خود خوانده نه من او را پس عزيز متوجه آن كودك شد حق تعالى او را در گهواره بسخن در آورد تا آن كه شهادت داد بر پاكى دامن يوسف و گفت
إِنْ كانَ قَمِيصُهُ
به اين تقدير است كه « ان يعلم انه كان قميصه » يعنى اگر دانسته شود اينكه بود گريبان پيراهن يوسف
قُدَّ مِنْ قُبُلٍ
دريده شد از پيش روى
فَصَدَقَتْ
پس راست گفته زوجهء تو
وَ هُوَ مِنَ الْكاذِبِينَ
و يوسف از جملهء دروغ گويان است
وَ إِنْ كانَ قَمِيصُهُ قُدَّ مِنْ دُبُرٍ
و اگر دانسته شود كه پيراهن يوسف دريده شده از پس روى
فَكَذَبَتْ
پس دروغ ميگويد اين زن
وَ هُوَ مِنَ الصَّادِقِينَ
و يوسف از راست گويان است .
فَلَمَّا رَأى
پس آن هنگام كه ديد ملك مصر
قَمِيصَهُ قُدَّ مِنْ دُبُرٍ
پيراهن