يوسف است و أما يازده ستاره برادران يوسفاند پس چون آنها داخل شوند بر يوسف و چشم ايشان بديدار يوسف روشنى پذيرد سجدهء شكر ميكنند مر خداى تعالى را و اين سجود مر خداى تعالى راست نه يوسف را در بعضى روايات آمده كه مراد از شمس خالهء يوسف است . و از آن حضرت نيز روايت كردهاند كه يوسف وقتى كه اين خواب را سن او نه سال بود .
پس آن قصهء خواب را به پدر خود گفت
قالَ
گفت پدر او :
يا بُنَيَّ
اين پسرك من ، تصغير يا از جهت اظهار شفقت است يا آنكه چون يوسف درين وقت صغير السن بود چنانچه از حديث سابق معلوم شد لهذا « بنى » بطريق تصعير گفت
لا تَقْصُصْ رُؤْياكَ
بيان مكن و ظاهر مساز اين خواب خود را
عَلى إِخْوَتِكَ
ببرادران خود
فَيَكِيدُوا لَكَ
پس اگر ظاهر سازى آن را بنا بر حسد و وسوسهء شيطان حيله انگيزند براى اهلاك تو
كَيْداً
حيله انگيختى و چون « كاد » متعدى بنفس است نه « بلام » لهذا « فيكيدوا لك » را بمعنى « يحتالوا لك » گرفتهاند چنانچه در ترجمه دانستى
إِنَّ الشَّيْطانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوٌّ مُبِينٌ
بدرستى كه شيطان مر آدمىزاد را دشمنى است آشكار چنانچه از احوال آدم و حوا بر همكنان ظاهر و هويداست در كتاب علل الشرائع روايت از حضرت امام زين العابدين عليه السّلام كرده كه يوسف با وجود اين نصيحت كتمان اين حكايت نكرد و براى برادران گفت .
وَ كَذلِكَ
و هم چنان چه ترا به اين رؤيا كه دلالت بر كمال نفس دارد برگزيد
يَجْتَبِيكَ
بر خواهد گزيدتر
رَبُّكَ
پروردگار تو از براى نبوت و سلطنت
وَ يُعَلِّمُكَ
و خداى تعالى بياموزاند ترا
مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحادِيثِ
از تعبير خوابها تعبير خواب به احاديث به جهت آنست كه آن خواب يا حديث ملك است وقتى كه آن خواب راست باشد و يا حديث نفس و شيطانست اگر دروغ باشد
وَ يُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ
و تمام كند نعمت خود را كه نبوت است بر تو
وَ عَلى آلِ يَعْقُوبَ
و بر ساير فرزندان يعقوب اگر ساير فرزندان يعقوب