تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 493

مساهمون:

ص٤٩٣
از حقيقت اين قصه بنا برين ضمير « من قبله » راجع « بما اوحينا » است كه بمعنى مصدرى باشد بعضى كلمهء « ان » را در «
وَ إِنْ كُنْتَ
» بمعنى ماء نافيه گرفته‌اند و كلمهء « الا » استثنايى بر بالاى « لمن الغافلين » تقدير كرده ، و حاصل كلام را چنين بيان كرده‌اند كه « و ما كنت من قبل أن أوحينا اليك هذه السورة الا لمن الغافلين » يعنى نبودى تو پيش از آنكه اين سوره را به تو وحى كنم مگر از بيخبران از قصهء يوسف ، ليكن از كلام صاحب كشاف و غير او مستفاد مىشود كه لام « لمن الغافلين » نميگذارد كه « ان » بمعنى ماء نافيه باشد زيرا كه در هر كلامى كه بعد از كلمهء « ان » لام بيايد آن « ان » البته ان مخففه از مثقله خواهد بود لهذا اين « لام » را لام فارقه ميگويند كه فرق مىكند ميان « ان » مخففه از مثقله و ميان « ان » نافيه .
إِذْ قالَ يُوسُفُ
ياد كن اى محمد وقتى را كه گفت يوسف :
لِأَبِيهِ
مر پدر خود يعقوب بن اسحاق بن ابراهيم را منقول است كه : حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و آله فرمودند كه : « الكريم ابن الكريم ابن الكريم يوسف بن يعقوب بن اسحاق بن ابراهيم »
يا أَبَتِ
اى پدر من ، اصل يا ابت « يا ابى » بود كه عوض يا « تا » آورده‌اند كه هر دو مشابه يكديگرند در زياده بودن
إِنِّي رَأَيْتُ
بدرستى كه من ديدم در خواب ، زيرا كه « رأيت » از « رؤيا » است نه از « رؤيت » بواسطهء قول حق تعالى كه بعد ازين ميفرمايد كه : «
لا تَقْصُصْ رُؤْياكَ
و أيضا ميفرمايد كه : « هذا تأويل رؤياى »
أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً
يازده ستاره را
وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ
و آفتاب و ماه را
رَأَيْتُهُمْ لِي ساجِدِينَ
كلام مستأنف است كه گويا يعقوب سؤال كرده مر يوسف را كه چه نوع در خواب ديدى اينها را ؟ يوسف در جواب گفته كه ديدم ايشان را مرا سجده كنندگان بنا برين تكرارى درين كلام نخواهد بود چون سجده را كه از اوصاف عقلاست براى كواكب ثابت كرده لهذا ضمير « هم » كه ضمير ذوى العقول است براى ايشان آورد . پوشيده نماند كه فى الجمله اختلافى در اسامى يازده كوكب كه در احاديث