تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
در روضهء كافى از حضرت ابى جعفر الباقر عليه السّلام روايت كرده كه « ان الارض كانت فاسدة فأصلحها اللَّه عز و جل بنبيه فقال :
وَ لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها
» و على بن ابراهيم روايت كرده كه « اى اصلاحها برسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و امير المؤمنين فأفسدوها حين تركوا أمير المؤمنين عليه السّلام »
وَ ادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً
و بخوانيد خداى را در حالتى كه خائف باشيد از عذاب او و اميد وار باشيد رحمت او را
إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ
بدرستى كه رحمت خداى تعالى يعنى نعمت دادن و ثواب بخشيدن او
قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ
نزديكست به نيكوكاران و چون « رحمت » مصدر است و تذكير و تأنيث در مصدر يكسان است بنا بر اين صفت « رحمت » را قريب آورد نه قريبة . و نيز در كمال قدرت خود ميفرمايد كه :
وَ هُوَ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّياحَ
و اوست آن خدايى كه ميفرستد بادها را
بُشْراً
در حالتى كه مژده دهندگانند
بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ
پيش از نزول رحمت او كه بارانست ، يعنى اوست كه ميفرستد رياح را پيش از باران كه تا مژدهء باران دهند « بشرا » به سكون شين مخفف « بشرا » بضم شين است كه آن جمع بشير است
حَتَّى إِذا أَقَلَّتْ
تا چون بردارند اين بادها
سَحاباً ثِقالًا
ابرهاى گران بار از باران را گرچه لفظ « سحاب » مفرد است اما چون مراد از آن سحائب بمعنى جمع است بنا برين صفت آن را « ثقالا » جمع آورد
سُقْناهُ
برانيم آن ابر را تذكير ضمير باعتبار لفظ سحابست
لِبَلَدٍ مَيِّتٍ
براى زنده گردانيدن زمين مرده كه در آن اصلا اثرى از زراعت نباشد
فَأَنْزَلْنا
پس فرو فرستيم
بِهِ
به آن بلد ميت يا بسبب آن سحاب
الْماءَ
باران را
فَأَخْرَجْنا
پس بيرون آريم
بِهِ
بوسيلهء آن باران يا به آن بلد ميت
مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ
از هر نوع ميوه‌ها
كَذلِكَ
هم چنان چه زمين مرده را بسقى آب و اخراج ميوه‌ها زنده ميگردانيم
نُخْرِجُ الْمَوْتى
بيرون مردگان را از قبور و زنده گردانيم ايشان را
لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ
تا آنكه شما دريابيد كه فرقى ميان اين دو اخراج نيست و بدانيد كه كسى كه قادر بر اول است قادر بر ثانى نيز هست و بحشر و نشر قائل شويد .