تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
بواسطهء ترغيب خلق بر تأنى در كارها و مدارا نمودن با يكديگر و شتاب نكردن فرمود كه : ما ايجاد آسمان و زمين باوقاتى معنى كرده‌ايم و اين وجه منتزع از حديث حضرت امير المؤمنين عليه السّلام است و أيضا در حديث وارد شده كه اگر چه خداى تعالى قادر بر ايجاد سماوات و ارض در طرفة العين بود اما خلق آنها در ستة ايام كرد تا بر ملائكه ظاهر شود خلق خداى تعالى شيئا بعد شىء پس استدلال كنند بحدوث هر حادثى بر وجود خداى تعالى و بر قدرت كاملهء او مرة بعد اخرى .
ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ
پس مستولى شد تدبير و أمر خداى تعالى بر عرش فى كتاب الاحتجاج « عن امير المؤمنين عليه السّلام فى قوله تعالى :
الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى
يعنى استوى تدبيره و علا أمره » و صاحب مجمع البيان رحمة اللَّه گفته كه متعارف ميان عرب اينست كه هر گاه امور مملكت پادشاهى منتظم گردد گويند « استوى الملك على عرشه » و هر گاه اختلال در نظام ملك بهمرسد گويند « ثلّ عرشه » يعنى منهدم شد بناء ملك او ، بنا برين معنى آيهء كريمه اينست كه پس منتظم گرديد امور ملك او . و مستفاد از احاديث كثيره است كه مراد از عرش مجموع اشياست به اين معنى كه « استوى على كل شىء » يعنى مساويست قيوميت و علم او نظر بر همهء چيزها كرده . و بعضى در تفسير اين آيهء كريمه گفته‌اند : پس قصد كرد بر خلق عرش بنا برين بايد كه خلق عرش بعد از خلق آسمان و زمين باشد .
يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ
پوشيده ميگرداند بتاريكى شب روز را ، يعنى شب را بعد از روز و روز را بعد از شب ميآورد چنانچه حق تعالى در جاى ديگر يعنى در سورهء فرقان فرموده : «
وَ هُوَ الَّذِي جَعَلَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ خِلْفَةً
» يعنى او آن چنان خدايى است كه گردانيده شب و روز را از پى يكديگر در آمده و قال فى مجمع البيان : « و لم يقل يغشى النهار الليل لان الكلام يدل عليه »
يَطْلُبُهُ
ميجويد شب روز را يعنى از پى او ميآيد
حَثِيثاً
در حالتى كه شتاب كننده است و همچنين است حال روز
وَ الشَّمْسَ
عطف است
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 43 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي