وَ لَقَدْ جِئْناهُمْ
و هر آينه بتحقيق آورديم براى گروه كفار
بِكِتابٍ
كتابى را كه
فَصَّلْناهُ
بيان كرديم و روشن ساختيم آن كتاب و احكام آن را
عَلى عِلْمٍ
در حالتى كه دانا بوديم بوجه تبيين آن يا در حالتى كه آن كتاب مشتمل بود بر علم شريعت از اصول و فروع و بعضى « فضلناه » بضاد معجمه قرائت كردهاند يعنى تفضيل و مزيت داديم اين كتاب را حالكونى كه دانا بوديم بوجه مزيت آن
هُدىً وَ رَحْمَةً
حالكونى كه آن كتاب راه نماينده به حق و خداوند رحمت و بخشش است
لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ
براى جماعتى كه ايمان مىآورند .
هَلْ يَنْظُرُونَ
اى هل ينتظرون ، يعنى آيا انتظار ميكشند اين كافران ؟ استفهام براى انكار است به اين معنى كه انتظار نميكشند ايشان
إِلَّا تَأْوِيلَهُ
أى الا ما يؤول اليه أمره من ظهور صدقه او كذبه ، يعنى مگر آنچه را كه برميگردد بسوى آن امر آن كتاب از ظهور صدق آن يا كذب آن ، و حاصل معنى اينست كه انتظار نميكشند مگر آنچه را كه خداى تعالى درين كتاب وعده داده از ثواب و عقاب تا به بينند كه راست مىشود يا نه
يَوْمَ يَأْتِي تَأْوِيلُهُ
روزى كه بيايد تأويل آن يعنى ظاهر شود صدق آن بقيام قيامت يا ظاهر شود قائم آل محمد صلوات اللَّه عليه و إله كه ظهور آن حضرت نيز مانند ظهور قيامت باعث ظهور صدق آن كتابست چنانچه على بن ابراهيم روايت كرده
يَقُولُ الَّذِينَ نَسُوهُ
گويند آنان كه ترك كردند عمل به آن كتاب را
مِنْ قَبْلُ
پيش ازين در دنيا
قَدْ جاءَتْ
بتحقيق آمده بود
رُسُلُ رَبِّنا
فرستادگان و پيغمبران پروردگار ما
بِالْحَقِّ
براستى و ما تكذيب ايشان كرديم و اعتقاد به اين روز نياورديم
فَهَلْ لَنا
پس آيا باشد ما را درين روز
مِنْ شُفَعاءَ
از شفيعان
فَيَشْفَعُوا لَنا
تا شفاعت كنند درين روز براى ما و رفع عذاب ما كنند
أَوْ نُرَدُّ
بضم دال عطف است بر
« مِنْ شُفَعاءَ »
أى فهل لنا نرد ، يعنى آيا باشد ما را كه بازگردانيده شويم به دنيا
فَنَعْمَلَ غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ
تا بكنيم غير آنچه كه بجا مىآورديم و بعضى بنصب « دال » خواندهاند كه تا عطف بر « فيشفعوا » باشد يعنى آيا