صاحب جمال
سِيءَ بِهِمْ
اندوهگين شد بسبب آمدن ايشان
وَ ضاقَ بِهِمْ ذَرْعاً
و تنگ شد بآمدن ايشان از روى دل يعنى بسبب آمدن ايشان دلتنگ گرديد زيرا كه اعمال خبيثهء قوم خود را ميدانست
وَ قالَ
و گفت لوط :
هذا يَوْمٌ عَصِيبٌ
اين روز روز سخت است بر من
وَ جاءَهُ قَوْمُهُ
و آمدند بخانهء لوط قوم او
يُهْرَعُونَ إِلَيْهِ
حالكونى كه بشتاب دوانيده ميشدند بسوى او يعنى شهوات نفسانى ايشان را بديدن مهمانان لوط ميدوانيد در كتاب علل الشرائع روايت كرده كه شخصى از حضرت صادق عليه السّلام سؤال كرد كه قوم لوط از آمدن مهمانان لوط چه نوع مطلع شدند ؟ حضرت فرمود كه :
زن لوط درين وقت از خانه بيرون ميآمد و صفير ميزد از صفير او قوم لوط واقف ميشدند و بخانهء لوط ميآمدند لهذا زدن صفير مكروهست و على بن ابراهيم آورده كه علامت آمدن مهمانان بخانهء لوط اين بود كه اگر در شب ميآمدند زن او در پشت بام آتش روشن ميكرد و اگر در روز ميآمدند در پشت بام دود ميكرد چون جبرئيل با ملائكه در شب بخانهء لوط آمدند زن او در پشت بام آتش افروخت و قوم او واقف شده از هر ناحيه جمعى رو بخانهء لوط كردند
وَ مِنْ قَبْلُ
و پيش ازين وقت
كانُوا
بودند قوم لوط كه
يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ
ميكردند كارهاى بد از لواط و غير آن و چون ايشان بدر خانهء لوط آمده طلب مهمانان او كردند
قالَ
گفت لوط :
يا قَوْمِ
اى قوم من
هؤُلاءِ بَناتِي
اين ها دختران منند اينها را به تزويج و نكاح خود در آريد و كارى به مهمانان من مداريد چنانچه در كافى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه : « عرض عليهم التزويج » يعنى عرض كرد لوط بر قوم خود تزويج دختران خود را و در كتاب علل الشرائع از امام محمد باقر از امام جعفر صادق عليه السّلام روايت است كه يكى او اين دو امام عالى مقام گفتهاند كه :
« ثم عرض عليهم بناته نكاحا »
و در مجمع البيان و همچنين در جوامع الجامع گفته كه تزويج مسلمات براى كفار پيش از نزول وحى جايز بود چنانچه رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله دختر خود را به أبى العاص بن ربيع تزويج نمود با