قالُوا
گفتند ملائكه :
أَ تَعْجَبِينَ
آيا تعجب ميكنى تو
مِنْ أَمْرِ اللَّهِ
از كار خداى تعالى ؟ يعنى از قدرت كاملهء او كه بخلاف عادت كارى كند ، و چون تو از خانوادهء نبوتى و مستقر نو مهبط آيات الهى و معجزات ربانى است لايق نيست از مثل تويى اين تعجب سرزند هر چند از ديگران لايق باشد ، چنانچه اشارت بر اينمعنى كرده ميفرمايد كه :
رَحْمَتُ اللَّهِ
بخشايش خداى تعالى
وَ بَرَكاتُهُ
و زيادتى خيرات او
عَلَيْكُمْ
بر شماست
أَهْلَ الْبَيْتِ
اى أهل بيت نبوت پس تعجب در خوارق عادات در حق شما وجهى ندارد و در مجمع البيان گفته كه : ازين كه ساره را از اهل بيت ابراهيم گردانيد دلالت نميكند كه زوجهء مرد از اهل بيت او باشد زيرا كه چون ساره دختر عم ابراهيم يا دختر خالهء او بود لهذا او را از اهل بيت ابراهيم شمرد و در كتاب علل الشرائع از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام روايت كرد كه
« و كان لوط ابن خالة ابراهيم و كانت امرأة ابراهيم سارة اخت لوط »
بنا بر اين ساره دختر خالهء ابراهيم بود نه دختر عم
إِنَّهُ
بدرستى كه خداى تعالى
حَمِيدٌ
كنندهء امريست كه مستلزم حمد و ستايش باشد
مَجِيدٌ
كثير - الاحسانست .
فَلَمَّا ذَهَبَ
آن وقت كه برفت
عَنْ إِبْراهِيمَ الرَّوْعُ
از ابراهيم خوف و ترس
وَ جاءَتْهُ الْبُشْرى
و آمد بوى بشارت فرزند
يُجادِلُنا
اى يجادل رسلنا ، يعنى مجادله ميكرد با فرستادههاى ما
فِي قَوْمِ لُوطٍ
دربارهء قوم لوط ، و بيان مجادله را در كتاب كافى از حضرت ابى جعفر الباقر عليه السّلام اين چنين روايت كرده كه ابراهيم بفرشتگان گفت كه :
شما بچه كار آمدهايد ؟ گفتند بواسطهء افناء و اهلاك قوم لوط پس ابراهيم گفت كه اگر در ميان قوم لوط صد مؤمن باشد ايشان را هلاك مىكنيد ؟ جبرئيل گفت : نى ، پس گفت :
اگر در ميان ايشان پنجاه مؤمن باشد هلاك ميكنيد ؟ جبرئيل گفت نى ، پس گفت اگر سى مؤمن باشد ؟ جبرئيل گفت نى ، پس گفت : اگر يكى باشد جبرئيل گفت نى ، ابراهيم گفت : نه لوط در ميان آن قوم است ؟ فرشتگان گفتند كه ما داناتريم