كتاب علل الشرائع از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام روايت كرده و در تفسير على بن ابراهيم مذكور است كه
« ففزعت و ضحكت أى حاضت و قد كان ارتفع حيضها منذ دهر طويل »
يعنى ساره را از قول ملائكه اضطرابى بهمرسيد و حايض شد و حال آنكه حيض او مدتى بود كه بر طرف شده بود و همچنين در كتاب معانى الاخبار از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه « ضحكت » بمعنى « حاضت » است و در مجمع البيان گفته كه :
« قال انّ ضحكت بمعنى حاضت عن مجاهد و روى عن الصادق عليه السّلام »
و بعد از اين گفته كه « قال الفراء : و لم أسمعه من ثقة و الوجه فيه أن يكون على طريق الكناية » يعنى فراء كه يكى از علماى ادبيت است گفته كه : من از معتمدى نشنيدهام كه « ضحك » بمعنى حيض آمده باشد و وجه تفسير ضحك به حيض اين خواهد بود كه چون حيض مستلزم فرح و شادمانى است بر اميد ولد لهذا بطريق كنايه از ضحك حيض خواسته شده نه آنكه معنى حقيقى آن حيض باشد
فَبَشَّرْناها
پس بشارت داديم ما به زبان ملائكه ساره را
بِإِسْحاقَ
به پيدا شدن فرزندى براى او اسحاق نام
وَ مِنْ وَراءِ إِسْحاقَ يَعْقُوبَ
اى و وهبناها من بعد اسحاق يعقوب ، يعنى بخشيديم بساره از پس اسحاق يعقوب را ، و چون قبل ازين بوجود اسماعيل از هاجر جناب ابراهيم را بشارت داده بودند اين زمان به پيدا شدن اسحاق ساره را مژدگانى بخشيدند .
قالَتْ
گفت ساره :
يا وَيْلَتى
أى يا عجبا
أَ أَلِدُ
آيا من بزايم
وَ أَنَا عَجُوزٌ
و حال آنكه من پير زنم
وَ هذا بَعْلِي
و اين شخص كه شما او را مىبينيد و مىشناسيد شوهر منست
شَيْخاً
در حالى كه پير است ؟ در كتاب علل الشرائع از حضرت باقر و صادق عليهما السلام روايت كرده كه سن ساره درين وقت نود سال بود و سن حضرت ابراهيم يكصد و بيست سال
إِنَّ هذا
بدرستى كه تولد ولد از دو پير
لَشَيْءٌ عَجِيبٌ
هر آينه چيزى عجيب و غريب است و اين غرابت از روى عرف و عادتست كه عادت جارى نشده كه از پير فرزند متولد شود نه از قدرت كاملهء الهى .