او تخلف خواهد كرد و در شهر خواهد ماند لهذا بعضى « الا امرأتك » را استثناء از « فأسر بأهلك » گرفتهاند به اين معنى كه ببر كسان خود را مگر زن خود را كه او را در شهر بگذار و مؤيد اين توجيه قرائت عبد اللَّه بن مسعود يا قرائت ابى است كه آيه را اينچنين قرائت كردهاند كه « فأسر بأهلك بقطع من الليل الا امرأتك » و صاحب مجمع البيان بعد از نقل اين قرائت گفته كه : درين قرائت «
وَ لا يَلْتَفِتْ مِنْكُمْ أَحَدٌ
» داخل قرآن نيست
إِنَّهُ مُصِيبُها
بدرستى كه ميرسد او را
ما أَصابَهُمْ
آنچه رسد بقوم تو .
و چون لوط از جبرئيل طلب عجلت عذاب نمود جبرئيل در جواب او گفت :
إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ
بدرستى كه وعدهء عذاب ايشان صبح است و ما را تخلف از آن ممكن نيست
أَ لَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ
آيا نيست صبح نزديك ؟ يعنى نزديك است بنا برين «
إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ
» تا آخر جواب استعجال لوط است چنانچه در كتاب كلينى از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام روايت كرده كه لوط بفرشتگان گفت : مرا نزد شما حاجتى است گفتند : آن حاجت چه چيز است گفت : حاجت من اينست كه درين ساعت قوم مرا عذاب كنيد زيرا كه من ميترسم در باب ايشان بدايى از جانب اللَّه واقع شود پس فرشتگان گفتند كه : موعد عذاب ايشان طلوع صبح است و طلوع آن نزديكست و و قاضى ناصر الدين بيضاوى « آن موعدهم الصبح » را علت امر به « أسر » گرفته و
« أَ لَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ »
را جواب استعجال لوط دانسته .
فَلَمَّا جاءَ أَمْرُنا
پس چون آمد امر ما به عذاب ايشان
جَعَلْنا عالِيَها سافِلَها
گردانيديم ما بالاى شهرهاى ايشان را پائين آن يعنى شهرهاى ايشان را سرنگون ساختيم به اين قسم كه جبرئيل را امر فرموديم تا پر خود را در زير شهرهاى ايشان در آورد و برداشت تا جايى كه اهل آسمان بانگ خروس و آواز سگ ايشان را ميشنود پس حكم كرديم كه آن شهرها را سرنگون بيفكند و در بعضى اخبار آمده كه آن چهار ملائكه كه سابق مذكور شدند مأمور به اين امر گرديدند
وَ أَمْطَرْنا
و در وقتى كه جبرئيل يا