تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 442

مساهمون:

ص٤٤٢
فرمود : « كلا لقد كان ابنه » يعنى اينچنين نيست هر آينه او پسر نوح بود و ليكن چون عصيان ورزيد بر خداى تعالى لهذا حق تعالى او را از پسرى نوح اخراج نمود بنا برين تنافى بين الاحاديث هويدا و ظاهر است
وَ كانَ فِي مَعْزِلٍ
و بود پسر نوح در اينكه اعتزال ورزيده بود از دين پدر خود يا اعتزال ورزيده بود از مركب يعنى از كشتى دور ايستاده بود حاصل آنكه پسر نوح اعتزال كرده بود يا از قطعه زمينى كه نوح در آنجا ميبود و يا اعتزال از كشتى كرده بود و يا از دين پدر و نوح عليه السّلام او را مسلمان خيال كرده به او گفت :
يا بُنَيَّ ارْكَبْ مَعَنا
اى پسرك من سوار شو در كشتى با ما ، بقرائت حفص « با » در « ميم » مدغم است
وَ لا تَكُنْ مَعَ الْكافِرِينَ
و مباش با كافران در دين يا در اعتزال از من تا آنكه مانند ايشان غرقهء بحرفنا نگردى .
قالَ
گفت پسر نوح در جواب پدر :
سَآوِي إِلى جَبَلٍ
زود باشد كه پناه برم بسوى كوهى كه
يَعْصِمُنِي مِنَ الْماءِ
نگهدارد مرا از آفات آب و غرق شده در آن . در كتاب علل الشرائع از حضرت صادق عليه السّلام كرده نجف كوهى بود كه در روى زمين بزرگتر از آن كوه نبود و اين آن كوهى است كه پسر نوح گفت :
سَآوِي إِلى جَبَلٍ يَعْصِمُنِي مِنَ الْماءِ
» و چون پسر نوح اين سخن را گفت حق تعالى وحى بسوى آن كوه فرستاد كه آيا پناه به تو ميجويد گناهكارى از گناهكاران من ؟ پس از هيبت اين خطاب كوه نجف به چند پاره شد و پاره‌اى از آن بارض شام افتاد و رمل دقيق گرديد و باقى - مانده گداخته دريايى عظيم شد و اين دريا را بحر « نى » بفتح نون و تشديد « يا » ميخواندند پس آن دريا خشك شد لهذا ميگفتند كه : « نى جف » و بكثرت استعمال به جهت تخفيف نجف گفتند .
قالَ
گفت نوح :
لا عاصِمَ الْيَوْمَ
نيست نگاهدارنده‌اى امروز كه منع كند
مِنْ أَمْرِ اللَّهِ
از امر خداى تعالى يعنى از عذاب خداى تعالى
إِلَّا مَنْ رَحِمَ
اى الا الراحم ،