پس سفينهء نوح بامر الهى به طرف كوه جودى ميل كرد و سينهء خود را به آن كوه زد و حضرت نوح درين وقت گفت :
« يا مار اتقن » .
و در كافى
« يا مارى اتقن »
روايت كرده و معنى هر دو بلسان عربى « يا رب اصلح » است در روايت ديگر
« يا رهمن اتقن »
بمعنى « يا رب احسن » و بروايت عياشى حضرت نوح گفت :
« يا رات قنى يا رات قنى »
يعنى « اللهم أصلح اللهم أصلح » و در روضهء كافى روايت كرده كه
الجودى هو فرات الكوفة »
ظاهرا مراد « هو قريب من فرات الكوفة » باشد زيرا كه در أخبار وارد شده كه « جودى » نجف كوفه است و نجف قريب به فرات است نه فرات . و بعضى گفتهاند كه :
محتمل است كه « فرات الكوفة » در اصل « قريب الكوفة » بوده كه مصحفين قريب الكوفة را فرات الكوفة خوانده باشند .
وَ قِيلَ
و گفته شد يعنى حق تعالى گفت يا ملكى از ملائكه يا نوح يا مؤمنين گفتند در مقام نفرين :
بُعْداً
هلاك باد
لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ
مرقوم ستمكاران را .
وَ نادى نُوحٌ
و ارادهء خواندن كرد نوح
رَبَّهُ
پروردگار خود را
فَقالَ
پس خواند و گفت :
رَبِّ
اى پروردگار من
إِنَّ ابْنِي
بدرستى كه پسر من يا پسر زوجهء من كه هلاك شد
مِنْ أَهْلِي
از جملهء اهل من بود
وَ إِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ
و بدرستى كه وعده تو كه در نجات اهل ن داده بودى راست است
وَ أَنْتَ أَحْكَمُ الْحاكِمِينَ
و تو بهترين حكم كنندگانى زيرا كه تو أعدل و أعلم از ايشانى پس حكمت در حكم هلاك آن پسر چه بود ؟ و مىتواند كه اين ندا قبل از هلاك آن پسر باشد و مراد ازين طلب نجات او باشد .
قالَ
گفت خداى تعالى :
يا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ
اى نوح بدرستى كه آن پسر نبود از اهل دين تو چنانچه در كتاب عيون أخبار الرضا گذشت كه حضرت امام عليه السّلام فرمود كه :
« لقد كان ابنه و لكن لما عصا اللَّه عز و جل نفاه عن ابنه »
و در روايتى ديگر است كه
« نفاه عنه حين خالفه فى دينه »
و بنا بر احاديث ديگر كه قبل ازين شنيدى