يهلككم » .
مخفى نماند كه درين مقام ايراد دو شرط شده با تقديم جزاء آنها بر آنها و تقدير كلام چنين است كه « ان كان اللَّه يريد ان يغويكم فان اردت أن أنصح لكم لا ينفعكم نصحى » بنا برين «
وَ لا يَنْفَعُكُمْ نُصْحِي
» جزاء «
إِنْ أَرَدْتُ أَنْ أَنْصَحَ لَكُمْ
» است و مجموع اين شرط و جزا جزاء «
إِنْ كانَ اللَّهُ يُرِيدُ أَنْ يُغْوِيَكُمْ
» و چون جزاء هر دو شرط مقدم بر شرط واقع شده و به اعتقاد بعضى تقديم جزاء بر شرط جايز نيست لهذا گفتهاند كه : آنچه مقدم است دال بر جزاء است نه جزاء و تقديم دال بر جزا را بر شرط جايز داشتهاند .
هُوَ رَبُّكُمْ
اوست پروردگار شما
وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
و بسوى جزاء او تعالى شأنه راجع خواهيد شد .
أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ
كلام حق تعالى است و داخل كلام نوح عليه السّلام نيست اگر كلمهء « ام » متصله است تقدير كلام چنين مىشود كه « أ تؤمن كفار مكة بما اخبرهم به محمد صلّى اللَّه عليه و آله من نبأ قوم نوح ام يقولون افتراء محمد من تلقاء نفسه » چنانچه صاحب مجمع البيان تصريح كرده يعنى آيا كافران مكه تصديق ميكنند محمد را صلّى اللَّه عليه و آله به آنچه بيان كرده از براى ايشان از اخبار قوم نوح يا آن كه تصديق نمىكنند و ميگويند كه : اين سخنانى است كه از پيش خود بربافته و از جانب اللَّه نيست ؟ و اگر « ام » منفصله بمعنى بل است معنى چنين است كه نه همين قوم نوح افترا را به پيغمبر خود نسبت دادند بلكه كفار مكه نيز ميگويند كه : محمد دروغ ميگويد كه : قرآن از خداى تعالى است ، يا آنكه خصوص اين اخبار نوح از خداى تعالى است و بطريق وحى به او رسيده ؟
قُلْ
بگو اى محمد :
إِنِ افْتَرَيْتُهُ
اگر افترا كرده باشم آن را
فَعَلَيَّ إِجْرامِي
اى فعلى عذاب اجرامى ، يعنى پس بر من است عذاب و نكال گناه كردن من و اگر افترا نكرده باشم و صادق باشم در قول خود پس بر شماست و بال و عقاب تكذيب من « اجرامى » بكسر همزه مفرد است بمعنى و بال و گناه و « أجرامى » بفتح همزه چنانچه