تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥
يُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِكَ إِلَّا مَنْ قَدْ آمَنَ فَلا تَبْتَئِسْ بِما كانُوا يَفْعَلُونَ
» را نازل گردانيد پس نوح فرمود كه : «
رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيَّاراً
» و حق تعالى امر كرد نوح را كه غرس درخت خرما نمايد ، و او متوجه غرس نخل گرديد و قوم او كه بر او ميگذشتند و ميديدند كه او درخت خرما مينشاند استهزا ميكردند مر نوح را و سنگ به طرف او ميانداختند و ميگفتند كه : شيخ نهصد سال در اين وقت درخت خرما مينشاند و چون پانصد سال از غرس درخت خرما گذشت و آن درخت تنومند و مستحكم گرديد حق حق تعالى امر كرد نوح را كه آن درخت را قطع نمايد و چوبهاى آن را در ما يحتاج سفينه صرف كند چنانچه حق تعالى ميفرمايد كه :
وَ يَصْنَعُ الْفُلْكَ
و ميساخت نوح كشتى را و اين حكايت از حال ماضى است و در روضهء كافى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه طول سفينهء نوح يكهزار و دو صد گز بود و عرض آن هشتصد گز و عمق آن هشتاد گز و در عيون اخبار الرضا عليه السّلام از حضرت امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه روايت كرده كه طول كشتى هشتصد ذرع و عرض آن پانصد ذرع و عمق آن هشتاد ذرع و در روضهء كافى از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده كه حضرت نوح سفينهء خود را در ميان مسجد كوفه ساخت و اگر چه بالفعل آن مسجد را وسعتى چندان نيست كه كشتى به آن بزرگى در وسط آن مسجد ساخته شود ، اما در زمان نوح وسعت داشت و هفتصد ذرع از آن كم كرده‌اند . على بن ابراهيم از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه در وقت ساختن سفينه نوح متوجه بارگاه الوهيت شد و گفت اى پروردگار من كيست كه در ساختن اين سفينه با من يارى كند و همراهى نمايد ؟ وحى ربانى برو نازل گرديد كه قوم خود را بخوان و بايشان بگو كه : هر كدام بر شما كه در ساختن اين سفينه همراهى من كند برابر آنچه او بتراشد از من طلا و نقره بگيرد ، پس اين قوم بمعاونت حضرت نوح در آمدند و مع هذا به آن حضرت سخريه و استهزا مينمودند حق تعالى فرموده :