يُؤْتِيَهُمُ اللَّهُ خَيْراً
هرگز نميدهد ايشان را خداى تعالى نيكويى زيرا كه آنچه خداى تعالى براى ايشان در آخرت مهيا و آماده كرده بهتر است از آن چه شما را در دنيا داده « تزدرى » از باب افتعال است و مجردش « زرى » است و چون زرى را بباب افتعال برند « از ترى » مىشود و تا را قلب بدال ميكنند بواسطهء مجانست تا و دال در جهر چه هر دو از حروف مجهورهاند پس « از درى » شد و مضارع مؤنث « تزدرى » است
اللَّهُ أَعْلَمُ
خداى تعالى داناتر است
بِما فِي أَنْفُسِهِمْ
به آنچه در دلهاى ايشان است از اخلاص و ايمان واقعى پس اگر من مدعى يكى ازين امور مذكور شوم
إِنِّي إِذاً
بدرستى كه من درين هنگام
لَمِنَ الظَّالِمِينَ
هر آينه باشم از ستمكاران .
قالُوا
گفتند قوم نوح كه :
يا نُوحُ قَدْ جادَلْتَنا
اى نوح بتحقيق تو با ما مجادله و مخاصمه كردى
فَأَكْثَرْتَ جِدالَنا
پس بسيار گردانيدى مخاصمه با ما را يعنى با ما انواع و اقسام جدال به عمل آوردى
فَأْتِنا
پس بيار براى ما
بِما تَعِدُنا
به آن چه وعده دادهاى ما را به آن از عقاب و عذاب
إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ
اگر باشى تو از راست گويان درين امر كه خداى تعالى ما را بر كفر عذاب خواهد كرد .
قالَ
گفت حضرت نوح :
إِنَّما يَأْتِيكُمْ بِهِ اللَّهُ
جزين نيست كه بيارد براى شما خداى تعالى آن عذاب موعود را
إِنْ شاءَ
اگر خواهد در دنيا يا در آخرت
وَ ما أَنْتُمْ بِمُعْجِزِينَ
و نيستيد شما عاجز كنندگان امر خداى تعالى را از تعذيب خودتان .
وَ لا يَنْفَعُكُمْ نُصْحِي
و نفع نميدهد شما را نصيحت من
إِنْ أَرَدْتُ
اگر اراده كنم
أَنْ أَنْصَحَ لَكُمْ
اينكه نصيحت كنم شما را
إِنْ كانَ اللَّهُ يُرِيدُ
اگر باشد كه خداى تعالى اراده كند
أَنْ يُغْوِيَكُمْ
اينكه بواسطهء فرط عناد گمراه گرداند شما را يعنى نااميد گرداند شما را از رحمت شاملهء خود يا آن كه تخليه كند و واگذارد شما را به حال خود و توفيق را رفيق شما نگرداند ، و ميتواند كه اغواء بمعنى اهلاك باشد بنا بر اين «
إِنْ كانَ اللَّهُ يُرِيدُ أَنْ يُغْوِيَكُمْ
» به اين تقدير خواهد بود كه « ان كان اللَّه يريد ان